ممکن است پرسیده شود مگر وارد جنگ شده ایم ؟

به نظراینجانب بله مدتهاست که جنگ ایران و اسراییل آغاز شده و ادامه دارد.

روزی نیست که اسراییل به نیروهای نیابتی رژیم درسوریه حمله نکند . در عین حال هر روز تأسیسات هسته ای کشور در معرض خرابکاری و حملات سایبری قرار دارند.  تا حال چندین دانشمند ایرانی در خاک ایران توسط عوامل اسراییل ترور شده اند وآخرین آنان فخری زاده بود. اکنون هم اسراییل برای فصل بهار در تدارک یک مانور نظامی گسترده است که ده ها هواپیمای جنگی از جمله F-35 و F-16 در آن شرکت خواهند کرد. اگر این جنگ نیست پس چیست؟

فرماندهان نظامی هر دو کشور همدیگر را تهدید می کنند و حتا بتازگی مسئولان اسراییلی ابایی از بکار بردن تعبیرات رکیک ندارند که احتمالاً عمدی است و برای تحریک طرف مقابل است که شاید موجب شود دست بکار عجولانه ای بزند که بهانه ای برای حملات اسراییل بشود.

بله اسراییل طالب جنگ است ولی با مشارکت آمریکا چون خودش به تنهایی از عهده برنمی آید. ایران مثل عراق و سوریه نیست که حملات اسراییل  بزن در رویی را بدون پاسخ بگذارد.

مشکل کجاست ؟ مگر ما با اسراییل یا قوم یهود سرجنگ داریم ؟چرا کار بدینجا کشید ؟ آیا این جنگ  قابلیت تبدیل شدن به یک جنگ تمام عیار را دارد؟  آیا این جنگ اجتناب ناپذیر است ؟ اینها پرسش هایی است که برای هرکسی پیش می آید.

ما هرگز با یهودیان نجنگیدیم.

همزیستی ایرانیان با یهودیان از نظر تاریخی دیرینه است و به بیش از سه هزارسال پیش می رسد و این همزیستی شاید مثال زدنی و نمونه باشد. برخلاف اعراب، ما هرگز با یهودیان نجنگیدیم. در آستانۀ انقلاب اسلامی حداقل 80 هزار نفر یهودی در ایران زندگی می کردند.  یهودیانی که بسیاری از آنها در اقتصاد ایران موقعیت های برجسته ای داشتند. امروز متأسفانه در اثر سیاست های نابخردانه جمهوری اسلامی  تعداد آنها به حدود 10 هزارنفر تقلیل پیداکرده اند .

در زمان شاه  پیش از انقلاب روابط با اسرائیل خوب بود گرچه به ظاهر شناسایی اسراییل دوفاکتو بود ولی کارشناسان نظامی و امنیتی اسراییل مورد اعتماد بودند و همکاری می کردند.  این همکاری حتا در هنگامی که اسراییل با اعراب مشغول جنگ بود ادامه داشت زیرا ایران بخشی از جهان عرب نبود.

جمهوری اسلامی عملگرا نیز هست!

با روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران، رژیم نه تنها تمامی روابط خود را با اسرائیل قطع کرد، بلکه اعلام کرد که اسرائیل را به عنوان یک کشور به رسمیت نمی شناسد. در کل دورۀ بعدی توسعۀ جمهوری اسلامی، همه مسئولان اعم از رهبر، رؤسای جمهور، وزرای دفاع و

فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مستقیماً بر ضرورت نابودی اسرائیل تاکید کردند. اما ناگهان یک دوره کوتاه بهبود در روابط ایران و اسرائیل داریم که  در طول جنگ ایران و عراق اتفاق افتاد که رژیم به خرید اسلحه از اسراییل تن داد .

پس جمهوری اسلامی نشان داد عملگراست و مخالفتش با اسراییل می تواند به مصلحت تغییر کند. پراگماتیستی  بودن رژیم در رسوایی «ایران کنترا» هم شاهد دیگری بر این مدعاست .

حتا مقامات دولت ریگان با وجود سابقۀ گروگان گیری جمهوری اسلامی  به‌ طور مخفیانه، با فروش تسلیحات به ایران، که در تحریم تسلیحاتی بود، کمک‌رسانی کردند. آنان امیدوار بودند که بدین وسیله آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان را تضمین کرده، شورشیان کنتراهای نیکاراگوئه را تأمین بودجه کنند. تأمین بودجهٔ کنتراها از سوی دولت آمریکا بر اساس لایحه بولند، از سوی کنگره ممنوع اعلام شده بود. این افتضاح سیاسی « ایران کنترا » نام گرفت . رسوایی ایران-کنترا بزرگ‌ترین بحران داخلی دوران ریاست جمهوری رونالد ریگان بود و افشای آن در ایران هم تأثیر قابل توجهی گذاشت. اندک اندک این معاملۀ مخفیانه به افزایش گروگان گیری ها در لبنان و یک رسوایی شرم آور تبدیل گردید که در راستای تأمین سلاح های مورد نیاز ایرانی ها ،گروگان های بیشتری ربوده می شدند. با همۀ اینها ریگان اعلام نمود که در جریان این فعالیت های همکارانش قرار نداشته است.

در حملۀ آمریکا به عراق  و افغانستان جمهوری اسلامی با آمریکا که شیطان بزرگ لقب گرفته بود همکاری کرد و محمد خاتمی رئیس جمهور وقت حاضر شد حتا اسراییل را به رسمیت بشناسد و حزب الله را خلع سلاح بکند تا در مقابل تحریم ها برداشته شود ولی آمریکا رضایت نداد که نداد. آنها خواستار تحویل موشک ها هم بودند تا ایران را خلع سلاح کنند. پس  این پرسش مطرح می شود که مقصود نهایی آمریکا و اسراییل از طرح مساله انرژی اتمی چیست ؟

فقط یک جواب هست و آن اینکه آمریکا و اسراییل هدفی جز نابودی ایران فعلی و تجزیۀ آن ندارند و هر دو نیز مسئولیت این بحران پیش آمده را بردوش می کشند.

سیاست غلط آمریکا نتیجۀ غلط می دهد

در نتیجۀ شکست سیاست خاتمی بود که احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسید زیرا آمریکا و در حقیقت سیاست اسراییل نشان داد که مماشات جایی در سیاست آنها ندارد.

اوج اختلاف جمهوری اسلامی و اسراییل در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد در (تابستان 1384)، رخ داد که محمود احمدی نژاد، در اولین سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد گفت که هولوکاست یک افسانه است نه یک واقعیت.

همزمان با افزایش دشمنی با اسرائیل، دولت احمدی نژاد تصمیم گرفت تعلیق دو سالۀ فعالیت های هسته ای را بشکند و اعلام کرد که تهران هر گونه پيشنهاد در باره «تعليق غنی سازی اورانيوم» از سوی قدرت های جهانی را رد می کند. در نتیجه «پرونده هسته ای» ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد منتقل شد. بدیهی است با این اقدامات نابجا و بحث انگیز مانند انکار هولوکاست و ادامۀ نابخردی ها در سیاست خارجی و جاه طلبی های یکجانبۀ جمهوری اسلامی نتیجه این شد که روسیه و چین قطعنامه ها را وتو نکردند و  در فاصله سال های 2006 تا 2010 شورای امنیت سازمان ملل متحد شش قطعنامه علیه جمهوری اسلامی ایران تصویب کرد.

سیاست خارجی مبتنی بر ایدئولوژی جمهوری اسلامی، تحریم ها علیه ایران، کاهش ارزش پول، مشکلات تجاری با سایر کشورها – همه اینها مستقیماً بر زندگی مردم تأثیر گذاشت.

تلاش ها برای بیرون رفتن از مشکلات تحریم به  توافقنامۀ جامع برنامه هسته ای ایران با گروه 1+5  (برنامه اقدام جامع مشترک)ی ا برجام  14در جولای 2015 انجامید.

با توجه به کنترل کامل آژانس بین المللی انرژی اتمی و با تأکید رهبرجمهوری اسلامی به عدم تمایل اساسی  به داشتن سلاح هسته ای، اسرائیل می بایستی سیاستی  واقع بینانه تر می داشت ولی برعکس ترامپ را تشویق به پاره کردن تفاهم نامه برجام کرد.

خوشحالی مردم بجان آمده از گرانی ها و تحریم ها و هراسان از خطر جنگی که هردم به آنها یادآور می شد تبدیل به یأس شد. پاسداران و اصول گرایان که دل خوشی از برجام نداشتند با حمله به سفارت عربستان سعودی و نمایش موشک بالستیکی مزین به شعار« اسراییل باید نابود گردد» پاسخ سیاست اسراییل را دادند .

نتیجه

امروز بسیاری از متخصصان حتا دوستان اسراییل در آمریکا براین باورند که سیاست غلط اسراییل نتیجه عکس داده است ولی هرچه ما می بینیم و از سیاستمداران اسراییل می شنویم همان اصرار بر سیاست غلط پیشین است .

امروز برای ایران، منافع ملی وحفظ تمامیت ارضی آن بسیار مهم  است و خود با جلوگیری از تجزیۀ عراق و سوریه و افغانستان نقش مهمی در ثبات خاورمیانه داشته است.

روسیه و کشورهای سازمان همکاری شانگهای هم علاقمند نیستند اجازۀ مداخلۀ نظامی در ایران را بدهند. مداخلات نظامی آمریکا توسط گروه های مذهبی افراطی مانند داعش و طالبان موجب  توسعه جنبش های جدایی طلب قومی در منطقه خواهد شد و عملا در تمام کشورهای همسایه ایران اثرگذار خواهد بود .  بنابراین  به نظر می رسد وظیفۀ دیپلماسی روسیه حفظ ایران به صورت واحد است و چین نیز در این مورد هم رأی و هم نظر است. البته باید به این امر توجه داشت که برای  چین و روسیه، غرب و ایالات متحده به عنوان یک شریک اقتصادی مهم هستند؛ بنابراین کوشش می کنند که حمایت از ایران مانعی برای ایجاد روابط با غرب نشود. چین و روسیه نمی توانند به خاطر منافع ایران از منافع خود محروم شوند و این بیمه ابدی نیست و بستگی به  بالا و پایین شدن شرایط سیاسی در منطقه دارد ولی در شرایط کنونی، هم سیستم دفاعی ایران و هم پشتیبانی این دوکشور اجازه دخالت نظامی و اشغال ایران را نمی دهد.

جنگ ایالات متحده همراه با متحدان ائتلافی  در عراق نقطه عطف مهمی در تاریخ بود. این امر ساختار جدید ی را در منطقه  شکل داده است. آمریکا در عراق شکست خورده و اسرائیل در لبنان طعم شکست را چشیده . ایران نه تنها توانسته مقاومت کند با وجود فشار ایالات متحده، نفوذ خود را در منطقه خاورمیانه افزایش داده است. امروز تهران در مرکز همه رویدادهای مهم در خاورمیانه قرار دارد. نفوذ ایران در عراق، لبنان، سوریه، یمن و خلیج فارس محسوس است.  حمایت ایران از سازمان شیعی حزب الله نفوذش را در لبنان تثبیت کرده و  ابزاری برای مهار کردن اسرائیل کرده است .  ج ا بر این باور است  فلسطین به عنوان بخشی از «امت» اسلامی است و آن را نقطۀ کلیدی سیاست خارجی خود قرار داده است . جنگ در لبنان در تابستان 2006 که با برتری آشکار نیروهای اسلامی به پایان رسید مقاومت نه تنها مواضع شیعیان وفادار به ایران را تقویت کرد بلکه  نیروهای ج ا در لبنان و همچنین در کل منطقه قوت بخشید.

جنگ با ایران نه به صلاح اسراییل است نه ایران و نه آمریکا چون اگر هم ایران را ویران کنند، در نهایت شکست خواهند خورد. ایران در برابر تحریم ها تا کنون مقاومت کرده و بازهم مقاومت خواهد کرد . چارۀ واقعی مصالحه، برداشتن تحریم ها و به رسمیت شناختن  قدرت منطقه ای ایران است .

دوشنبه، ۲۲ آذر ۱۴۰۰

Monday, December 13, 2021

 

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید