تحلیگران سیاسی-امنیتی-نظامی و اقتصادی پیرامون نتایج مسافرت آقای بایدن از طریق رسانه های مجازی  و نشریات و نیز  مصاحبه ها،  تحلیل ها و اظهارنظرهای بسیاری داشته اند. شاید بالاترین آن استراتژی نظامی حضور آمریکا در منطقه خاورمیانه برای استقرار امنیت و تقویت دوستی با دوستان عربی منطقه خلیج فارس و جلب اعتماد آنان بوده است که با روی کار آمدن آقای بایدن تا حدودی تضعبف شده بود. افزون براین برگزاری نشست سه جانبه سران کشورهای روسیه، ترکیه و ایران در تهران نیز نتایج احتمالی مسافرت آقای بایدن را تحت الشعاع قرار داده، که خود بیانگر آنست که مسافرت آقای بایدن به خاورمیانه نتوانسته به همه اهداف پیش بینی شده خود دست یابد.

 

یائیر لاپید، نخست‌وزیر دولت انتقالی اسرائیل، دو روز پس از پایان سفر جو بایدن به کشور اسرائيل، اذعان کرد که «اسرائیل و آمریکا در مورد راهکار مقابله با ایران به دیدگاه واحدی نرسیده‌اند و اختلافات دو کشور در این باره کماکان باقی است.»

 

برابر با گزارشی در رسانه اینترنتی رادیوفردا، ۲۶ تیر ۱۴۰۱، شبکه ۱۳ تلویزیون اسرائیل نیز گزارش داده که یائیر لاپید روز ۲۶ تیر در نشست دولت خود، که برای ارائه گزارشی از مذاکرات وی با جو بایدن بود گفت، اسرائیل و آمریکا «الزاماً در مورد لزوم تهدید نظامی علیه ایران اشتراک نظر ندارند.» لاپید در ملاقات خود با بایدن از وی خواسته است «یک تهدید نظامی معتبر» در برابر ایران اعلام نمایند که مورد موافقت بایدن قرار نگرفته است (۱). در حالیکه لاپید در اظهار دیگری اعلام داشته  که سفر رئیس جمهور آمریکا به اسرائیل «یک رویداد تاریخی با دستاوردهایی در عرصه دیپلماسی، امنیت و اقتصاد بود». مهمترین نکته ای  که در  رسانه های جهانی نیز بازتاب داشت تأکید بر موضع مشترک اسرائيل و آمریکا برسر برنامه اتمی رژیم اسلامی بود که «ایران هرگز به سلاح هسته‌ای دسترسی نخواهد یافت، حتی اگر نیاز به استفاده از قدرت نظامی باشد».

 

در این راستا اختلاف نظر بین آنچه گفته میشود «کاخ سفید معتقد است باید از هر گزینه ای برای متوقف کردن ایران از دستیابی به سلاح اتمی استفاده کرد»، و وزارت خارجه آمریکا که «مداومت مذاکرات اتمی با رژیم اسلامی را بهترین گزینه میداند»، وجود دارد. این درحالی است که رابرت مالی در آخرین مصاحبه خود با شبکه سی ان ان اظهار داشت، «ایران باید بین احیای برجام یا وابستگی به روسیه، یکی را انتخاب کند؟» سیاست خارجی آمریکا که توسط آقای آنتونی بلینکن هدایت میشود بی شباهت با وضعیت تصمیم گیری آمریکا در هنگام انقلاب اسلامی ایران نیست. در آن هنگام وزیرامور خارجه آمریکا آقای سایرس ونس بود، او به دستورات کاخ سفید توجهی نداشت و همگام با سفیر آمریکا در تهران، ویلیام سولیوان، با انقلابیون مذاکره می کردند تا انقلاب اسلامی ایران به وقوع پیوست. نتیجه این اشتباه تاریخی و عدم همآهنگی در کابینه آقای کارتر انقلاب اسلامی ایران بود، که از آن پس منطقه خاورمیانه هرگز از ثبات و امنیت لازم برخوردار نبوده است. آیا سیاست خارجی آقای بایدن و عدم همآهنگی بین ارگانهای مختلف دولت او، بار دیگر باعث خواهد شد آمریکا مرتکب اشتباه بزرگتری شود؟ بسیار قابل تأمل است. مشخص نیست اتمی شدن یک رژیم تروریستی که حاکم بر کشوری ثروتمند در خاورمیانه است،‌ چه سرنوشتی را برای امنیت خاورمیانه رقم خواهد زد؟

 

از نکات مثبت سفر آقای بایدن میتوان از شرکت بایدن در نشست جده با رهبران ۹ کشور عرب نام برد که آقای بایدن تعهد داد آمریکا به عنوان «یک شریک فعال» در خاورمیانه باقی بماند! آیا با ساختار کابینه آقای بایدن ممکن است این «شریک فعال» قادر باشد به تعهد خود پایبند بماند؟ جواب به این سئوال نیز بسیار قابل بحث است. زیرا پس از ورود آقای بایدن به کاخ سفید، یکی از اولین دستورات اجرایی ایشان خارج کردن حوثی های یمن از لیست تروریستی بود که با عربستان سعودی در حال جنگ بودند و همزمان آقای بایدن حمایت نظامی آمریکا از عربستان سعودی را قطع کرد. آمریکا حتی سامانه های پدافند هوایی پاتریات آمریکایی مستقر در کشورهای عربستان و امارات را از منطقه خارج کرد. با بی دفاع گذاردن آسمان عربستان و امارات، در چند سال گذشته، شاهد حملات موشکی و پهپادی حوثی ها و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی ایران به تأسیسات نفتی و فرودگاه شهرهای عربستان سعودی بوده ایم. آیا میتوان انتظار داشت که کشورهای عربی خاورمیانه به تعهد آقای بایدن برای «یک شریک فعال» اعتمادی داشته باشند؟ باید منتظر بود.

 

کنش گران سیاسی بر این باورند که  پس از حمله پوتین به اکراین و قطع نفت و گاز روسیه به آمریکا و کاهش آن به اروپا، اقتصاد جهان غرب را با تورم و گرانی بی سابقه ای روبرو ساخته است، و آقای بایدن در صدر لیست مذاکرات خود در مسافرت به خاورمیانه، درخواست از سران کشورهای عرب خاورمیانه از جمله عربستان سعودی و امارات متحده عربی برای افزایش تولید و صادرات نفت و گاز به اروپا بود، تا از فاجعه رکود اقتصادی که جهان غرب را هم اکنون تهدید میکند جلوگیری شود.  خبرگزاری رویترز اعلام داشته که جو بایدن در اینمورد نیز «با دست خالی منطقه را ترک کرده است». و امید افزایش تولید و صادرات نفت کشورهای عربی به نشست گروه اوپک-پلاس بستگی دارد که قرار است ماه آینده تشکیل جلسه دهد. کشور روسیه که خود باعث ایجاد کمبود نفت و گاز در آمریکا و اروپا است یکی از اعضاء گروه اوپک-پلاس است و میتوان گمانه زد با توجه به موضع گیری مسکو، افزایش نفت و گاز توسط اوپک-پلاس چندان محتمل نباشد۰

 

خبرگزاری رویترز، یکی دیگر از اهداف اجلاس روز شنبه سران شش کشور خلیج فارس، همراه با اردن، مصر و عراق، ایجاد زمینه برای اتحاد امنیتی منطقه‌ای در مقابله با «تهدیدات ایران» بوده است. یکی از مؤلفه های امنیت منطقه ای پکپارچگی پدافند هوایی در مقابل تهدیدات موشکی و پهپادی نظام اسلامی ایران است. در این راستا فرمانده سنتکام، ژنرال مایکل کوریلا، روز یکشنبه ۲۶ تیر ۱۴۰۱، درباره برقراری سامانه یکپارچه دفاع هوایی به اسرائيل سفر کرد و با فرماندهان اسرائیلی دیدار نمود. لازم به تذکر است، پیشنهاد برقراری سامانه یکپارچه پدافند هوایی چندان  ارتباطی به تصمیم آمریکا نداشته است. بلکه اقدامات ایزایی و تروریستی رژیم اسلامی ایران در منظقه، از جمله برقراری شبه نظامیان تروریستی در عراق، سوریه، لبنان و یمن، تجهیز، تعیین بودجه، آموزش و قرار دادن سلاح در اختیار جنبش قدرتمند حزب الله لبنان و گروه های فلسطینی حماس و جهاد اسلامی در نوار غزه دلیل واقعی برقراری پدافند یکپارچه منطقه ای است. تجهیز این گروههای تروریستی به موشک و پهپاد باعث گردیده تا کشورهای خاورمیانه و اسرائیل بفکر حفاظت ازخود برآیند و اقدامات امنیتی خود را یکپارچه کنند.

 

رژیم تروریست پرور اسلامی در ایران از بدو ایجاد تا کنون کشور اسرائیل را تهدید به نابودی کرده است. رژیم اسلامی انبارهای شبه نظامیان نیابتی خود در اطراف کشور اسرائیل در لبنان، سوریه، و عراق را پر از تجهیزات نظامی راکت، موشک، و پهپاد نموده بطوری که اسرائيل از نظر امنیتی نگران است و احساس خطر می کند. ارتش اسرائیل مجهز به بهترین سامانه های دفاعی است و بی شک میتواند از خود دفاع کند. در مذاکرات فرمانده سنتکام با آویو کوخاوی رئیس ستاد ارتش اسرائیل تأکید براین بوده که دیپلماسی پیرامون برنامه هسته ای ایران شکست خواهد خورد ، ولی تعهد معتبری از جانب آمریکا برای حمله نظامی به ایران در دستور کار نیست، که بازهم بیانگر عدم همآهنگی بین کاخ سفید و وزارت امور خارجه آمریکا است. ارتش اسرائيل براین تأکید دارد که خود قادر است جلوی اتمی شدن رژیم ایران را سد کند، اما با توجه به گروه های بیشمار شبه نظامی تروریستی در اطراف اسرائیل و پیشرفتهای قابل ملاحظه رژیم در تولید موشکهای بالیستیکی هوشمند که قادرند شهرهای اسرائيل را مورد تهاجم نظامی قرار دهند، بسختی میتوان باورداشت اسرائیل به تنهایی بتواند از عهده حمله نظامی همه جانبه به علیه ایران برآید!

 

نتیجه اینکه سفر آقای بایدن به خاورمیانه، نتوانست به همه اهداف آمریکا که در لیست بلند آقای بایدن قرار داشت دست یابد. اعتماد لازم که قرار بود بین کشورهای عرب خاورمیانه از جمله عربستان سعودی و امارات متحده و آمریکا برقرار شود، ایجاد نشد. تنها تعهد آقای بایدن به اسرائيل آن بود که برای جلوی گیری از هسته ای شدن رژیم ایران «اگر لازم باشد از نیروی نظامی استفاده خواهد شد»، که با توجه به انفعال سیاست خارجی آمریکا این تعهد نیز بسیار قابل تأمل و وامید چندانی به ان نیست.

 

با توجه به مطالب بالا، مسافرت آقای بایدن به خاورمیانه، نتوانست تحول مؤثری در وضعیت امنیتی خاورمیانه، و یا حل مشکل اقتصادی جهان غرب که بدلیل حمله روسیه به اوکراین ایجاد شده بوجود بیاورد، لذا میتوان بر این باور بود که آقای بایدن با دست نه چندان پری از خاورمیانه به آمریکا بازگشت.

 

ناخدا محمد فارسی

۲۲ ژوئيه ۲۰۲۲

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید