شاید بیشتر ما عمران خان نخست وزیر پاکستان را برای چند ثانیه ای روی صفحه تلویزیون دیده باشیم  که می گوید از جانب ایالات متحده مورد تهدید است و استعفای او را میخواهند ولی مصمم به مقاومت است. بعد هم ناگهان شنیدیم که او برکنار شده است.

اما چگونه در پاکستان یک نخست وزیر به این سادگی عوض می شود؟

همه می دانند که پاکستان یک کشور هسته ای با 220 میلیون جمعیت تحت سیطره ی آمریکاست که هر روز شاهد پیشرفت هندوستان می باشد درحالی که مردمانش هنوز از گرسنگی رنج می برند و گروه های افراطی طالبان و داعش برای ارضای خاطر آمریکا و عربستان سعودی در آن جولان می دهند.

از زمان استقلال این کشور از بریتانیا در سال 1947، هیچ نخست وزیری یک دوره پنج ساله ی کامل را حکومت نکرده است. ارتش پاکستان تقریباً نیمی از تاریخ 75 ساله خود را مستقیماً بر این کشور حکومت کرده  و در باقی مدت به طور غیرمستقیم دولت های منتخب را از پشت صحنه هدایت نموده است. برای نمونه ذوالفقار علی بوتو نخست وزیر مدرن و مترقی که غیر نظامی بود و یک سوسیال دموکرات محسوب می شد اعدام کردند و دخترش بی نظیر بوتو هم ترور شد.

ظاهر امر اینست که 174 رای عدم اعتماد از  342 رای نمایندگان مجلس در برکناری عمران خان نقش داشته است اما وی روز جمعه در خطاب به ملت گفت رای عدم اعتماد نتیجه “توطئه ی خارجی” و در رابطه با ایالات متحده است. او گفت که ضدآمریکایی نیست اما اجازه نخواهد داد که ملتش در یک “رابطه ی یکجانبه” “به عنوان دستمال توالت” استفاده شود.

 دولت آمریکا این اتهامات را تکذیب کرد. اما صحبت از یک نامه تهدید آمیز هم می شود. گفته می شود«دونالد لو» مسئول میز آسیای جنوبی و مرکزی وزارت خارجه آمریکا روز 17 اسفند 1400 به نمایندگی از شخص بایدن این نامه را تحویل  سفیر پاکستان داده است. خلاصه ی تهدید بدین شرح بود: «اگر عمران خان برکنار شد، پاکستان را می‌بخشیم وگرنه منتظر عواقب آن باشید!.»

 این نامه وطنخواهان پاکستان را برآشفته کرد و شاهد اعتراضی یک خانم وزیر در یک کلیپ ویدئویی در رسانه ها بودیم که می گفت شما کی هستید که می خواهید ما را ببخشید؟

اما اگر از این مجادلات بگذریم نشریه رأی الیوم لندن شش  گناه او را که موجب برکناری اش شده است بر شمرده و این به اندازه کافی گویا ست و اگر نیک بنگریم گناه او خط مشی سیاسی مستقل اوست و پیشبرد منافع ملی پاکستان، چنا که خود تعریف می کند و نه آمریکا:

اول، او  به حمایت  از طالبان افغانستان ادامه داد و از خروج تحقیرآمیز آمریکا در سال گذشته از افغانستان اظهار شادمانی کرد.

دوم، او به طرح جاده ی کمربندی ابریشم چین  پیوست و بیش از 62 میلیارد دلار قرارداد همکاری اقتصادی با چینی‌ها امضا کرد که پاکستان را از نفوذ ایالات متحده آزاد می‌کرد.

سوم، عمران خان از عملیات نظامی ویژه روسیه در اوکراین حمایت کرد، در آغاز بحران اوکراین از مسکو بازدید کرد و مورد استقبال گرم ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه قرار گرفت.

چهارم، او یک رابطه استراتژیک بسیار قوی با تهران برقرار کرد و کوشش کرد تحریم های آمریکا را بشکند، و متهم به کمک به توسعه برنامه هسته ای ایران  نیز شد.

پنجم، حمایت مطلق خود از فلسطین، امتناع از عادی سازی روابط با اسرائیل، مخالفت با پیمان ابراهیم و همچنین مقاومت در برابر هرگونه فشار آمریکا و اعراب در این زمینه.

ششم: عمران خان از استقرار پایگاه های نظامی آمریکا در کشورش که دارای مرز مشترک با چین است، خودداری کرد و فعالیت های ارتش پاکستان و سازمان های اطلاعاتی پاکستان را در افغانستان افزایش داد تا طالبان را به ائتلاف با چین و جلوگیری از هرگونه حمله تروریستی سوق دهد.

بیچاره پاکستان که به طمع استقلال از هندوستان جدا شد ولی بارکش غول بیابان یعنی آمریکا گردید. بد نیست ایرانیانی هم که تصور می کنند کافیست حکومت اسلامی ساقط شود تا برقراری رابطه با آمریکا از ایران بهشت بسازد، کمی مسائل منطقه را بهتر تعقیب کنند و از خود قدری واقع بینی نشان بدهند.

پنج شنبه – ۲۵ فروردین ۱۴۰۱

2022-04-14

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید