اجازه بدهید از اینجا شروع کنیم که برای عبور از رژیم جمهوری اسلامی به سه مؤلفه  که میتواند سه ضلع مثلثی (مثلث عبور از رژیم) باشد مورد نیاز است تا امکان پذیر شود. این سه مؤلفه عبارتند از حرکت اعتراضی- اعتصابات عمومی، همبستگی اپوزیسیون برانداز، باضافه حمایت سیاسی کشورهای دمکراتیک و ازاد جهان.

 

بنظر میرسد که مؤلفه نخست یعنی حرکت مردم شروع شده، هر چند هنوز به سطحی نرسیده تا رژیم را به هراس وادارد. لازم به یادآوری است، تا سال ۱۳۹۶ مردم ایران، علارغم خیزش های متعدد مانند حرکت ۱۳۸۸ که به نام حرکت سبز مشهور شد،  تنها بدنبال تغییر رفتار رژیم بودند و نه عبور از آن. شاید بتوان گفت که روحانیون اصلاح طلب مانع  حرکت براندازی شدند. لذا اعتراضات مردم بیشتر در مسیر بهبود معیشت بود و حاضر بودند آزادی و حقوق شهروندی را در راه رفاه و معیشت بهتر قربانی کنند. اما رژیم اسلامی تمامیت خواه، این فرصت را از دست داد و در راستای یکپارچه کردن قدرت، روحانیونی که استمرار رژیم را در راستای بهبود وضع رفاهی مردم میدانستند نیز از سر راه برداشت. هم اکنون در رأس سه قوه مقننه، مجریه و قضائیه، به ترتیب قالیباف، رئیسی و محسنی اژه ای قرار دارند که هرگونه امید اصلاح طلبی به یأس تیدل شده و تنها راه نجات مردم براندازی رژیم توسط مردم ایران است.

 

اکنون مردم ایران از تغییر روش رژیم نا امید شده و خواستار عبور از رژیم هستند. هزینه امرار معاش بسیار سنگین شده، و مردم از هر فرصتی استفاده کرده و اقدام به اعتراض و اعتصاب میکنند. مردم خوزستان بعلت گرمای طاقت فرسا و کم آبی به میدان آمدند و حرکت اعتراضی خود را به همه شهرهای خوزستان گسترش دادند. مردم در استانها و شهرهای دیگر کشور نیز به حمایت از دادخواهی مردم خوزستان به تظاهرات پرداختند. این حرکت  نیروهای سرکوبگر رژیم را غافلگیر کرد. برای مثال  برابر با اطلاعات سپاه و بررسي ميداني آن، حضور مردم در صحنه خودجوش و بدون هرگونه همآهنگی بوده و در این اعتراضات شعار مرگ بر خامنه ای داده اند، که برای حکومتگران و نیروهای امنیتی رژیم غیر قابل تصور بوده است. اطلاعات سپاه نتیجه گیری کرده، میزان خشم مردم نسبت به نظام بقدری بالا است که احتمال اعتراضات خيابانی به صورت گسترده تر بسیار محتمل است. هر چند رسانه های همگانی جهان، اعتراضات مردم ایران را بطور جسته و گریخته پوشش میدهند، اما سرکوب مردم توسط رژیم و انتشار آن در رسانه های همگانی جهان، رژیم را به هراس واداشته و برای گمراه کردن افکار عمومی جهانی دست به اعمال خرابکارانه میزند،  تا شاید در نتیجه آن افکار عمومی و رسانه ای جهان را از توجه و پیگیری اعتراضات مردمی در ایران منحرف کند.

 

در این راستا حمله پهپادهای سپاه پاسداران رژیم در تاریخ ۷ مرداد ۱۴۰۰ به کشتی باری «مرسر استریت» که متعلق به یک بیلیونر اسرائیلی در نزدیک سواحل عمان بود باعث کشته شدن دو خدمه کشتی، یکی بریتانیایی ودیگری رومانیایی از جمله کاپیتان کشتی شد. رسانه های جهان خبر را منتشر کردند، در حالی که رژیم اسلامی از طریق سخنگوی وزارت خارجه این حمله تروریستی را تکذیب کرد. ولی نخست وزیر اسرائیل نفتالی بنت و وزیر امور خارجه بریتانیا دومنیک راب در روز یکشنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۰ رژیم اسلامی را مسئول حمله دانستند و گفتند این حرکت رژیم بدون جواب نخواهد ماند. بطور یقین نیروهای سرکوبگر سپاه تصور نمیکردند که حمله به کشتی اسرائیلی باعث کشته شدن کاپیتان و خدمه کشتی شود و این ممکن است موجب اجماع جهانی  و اقدام علیه اعمال تروریستی رژیم گردد.

 

روز یکشنبه ۱۰ مرداد وزیر امور خارجه آمریکا، آنتونی بلینکن، نیز در مورد حمله به نفتکش اسرائیلی، واکنش نشان داد و ایران را مسئول دانست و گفت پاسخی مناسب برای رژیم در راه است. حال این پاسخ مناسب چه میتواند باشد لازم است بررسی شود؟ آنتونی بلینکن در بیانیه ای اعلام کرد با بررسی اطلاعات موجود، اطمینان داریم که ایران این حمله را انجام داده است، و رژیم اسلامی ایران هیچ توجیهی برای این حمله ندارد. این بیانات از طرف مقامات بین الملل امیدوار کننده بنظر میرسد و این فرصت مناسبی برای همآهنگی اپوزیسیون خارج از کشور خواهد بود. جای تاسف است که اپوزیسیون کماکان منفعل است و نمیتواند در سطح جهانی وزنه ای به حساب آید، تا مورد مذاکره قرار گیرد!

 

با توجه به مراتب بالا مشخص است که مولفه اعتراضات مردمی رو به گسترش است و اقدامات تروریستی رژیم افکار عمومی جهان دمکراتیک را به سوی شکل دادن مؤلفه «حمایت جهان دمکراتیک» سوق میدهد. لازم است از فرصت استفاده کرده و این مؤلفه را عملی و کارساز کرد. اما اینکار به یک اپوزیسیون همگرا با مردم ایران نیاز دارد که درحال حاضر از آن خبری نیست! تا هنگامی که این مؤلفه برقرار نشود امکان اینکه مؤلفه حمایت جهانی برای پشتیبانی از مردم ایران شکل بگیرد امکان پذیر نخواهد بود. کشورها در مقابل مردم خود مسئولیت دارند و هرگز منافع خود را فدای منافع و مصالح مردم کشور دیگری نخواهند کرد. تا هنگامی که مؤلفه های عبور از رژیم، حرکت مردم و اپوزیسیون برانداز تشکیل نشده باشد، جهان دمکراتیک ناگزیر با حکومت ایران داد و ستد برقرار میکند و با آن وارد مذاکره خواهد شد. اعمال تروریستی رژیم مانند حمله پهپادی به کشتی اسرائیلی به تنهائی مانع از مذاکرات اقتصادی- سیاسی با رژیم نخواهد بود.

 

در این راستا میتوان از دو گرایش یا سامانه سیاسی در اپوزیسیون رژیم ایران یاد کرد که تاکنون نتوانسته با هم به توافقی برسد. اول گرایش پادشاهی خواهی است که معتقد است شاهزاده رضا پهلوی باید رضا شاه دوم سلسه پهلوی شود. حال چه رضا پهلوی بخواهد و چه نخواهد؟ با تجربه در نشست هایی که با این گروه داشته ام،  این امر بوضوح روشن است. تعدادی از طرفداران این سیاست تحمل مذاکره درباره آینده ایران و اینکه مردم ایران پس از عبور از رژیم چه میخواهند را ندارند، بجز آنکه صحبت در راستای برقراری سلطنت شاهزاده رضا پهلوی باشد. درحقیقت مردم ایران را نا دیده گرفته و از هم اکنون برایشان نسخه قانون اساسی آینده را هم پیچیده اند. شاهزاده رضا پهلوی هم در نشست های متعددی که با رهبران سازمانهای سیاسی داشته اند و بیانیه هایی که درحمایت از حرکت مردم ایران صادر کرده اند تعهدی نداده و بواقع به میدان مبارزه وارد نشده و احتمالاً برابر با سوگندی که در مقابل قبر پدرش در مصر یاد کرد، خود را پادشاه بلامنازع ایران میداند. بهمین دلیل با وجود اینکه بارها با وی ملاقات و پیرامون همبستگی صحبت شده تاکنون به میدان نیامده و منتظر فرصت اند. او دفتر پادشاهی در واشنگتن دارد و شاید هم کابینه خود را در نهان انتخاب کرده باشد!

 

گروه دیگر جمهوری خواهان هستند که شورای مدیریت گذار هم یکی از اعضائ آن است. لازم به یادآوری است که مجاهدین خلق شاید منسجم ترین گروه جمهوری خواه باشد که دارای سازمان است و از پیش رئیس جمهور خود را نیز انتخاب کرده است. هرچند مجاهدین خلق  در داخل ایران و  در بین مردم ایران جایگاه معتبری ندارند که بتواند پس از عبور از رژیم در کشور ایران حکومت برقرار کنند. مردم ایران از اسلام خسته شده اند و بقولی هم اگر اسلام را از پیکر مجاهدین خلق برداری، مجاهدین خلقی باقی نخواهد ماند. اما،‌ با توجه به نابسامانی که در کشور وجود دارد نمیتوان به یقین مجاهدین خلق را، در زیر مجموعه شورای ملی ایران، از گردونه سیاسی خارج کرد و به احتمال قوی آنان هم سهمی در آینده سیاسی ایران خواهند داشت. مجاهدین خلق پس از خروج از ایران با اقدامات میدانی در سراسر جهان، توانست از مردم اعانه جمع  آوری کند. این اعانات همراه با اعانات دیگر از کشورهای خارج سرمایه قابل ملاحظه ای بوجود آورد. سرمایه گزاری های اقتصادی، این سازمان را از نظر مالی بی نیاز کرده تا جایی که میتواند در سطح جهانی با تشکیل کنفرانس و دعوت از اشخاص خاص سیاسی موجودیت خود را در سطح بین الملل به نمایش بگذارد.

 

جمهوری خواهان طیف های بسیاری را در خود جای داده است از چپ افراطی گرفته تا راست افراطی که جمهوری میخواهد، ولی همانند گروه پادشاهی و یا مجاهدین خلق برای مردم ایران نقشی قایل نیستند. آن دسته از جمهوری خواهان مانند شورای مدیریت گذار طیف های وسیعی مانند گروه های اتنیکی، و حتی پادشاهی خواه را در خود جای داده است. گروه های اتنیکی با اعتقاد به حفظ تمامیت ارضی ایران خواستار حقوق شهروندی آینده خود در ایرانی سکولار و دمکرات هستند. در این مورد بسیار صحبت میشود، اکثر پادشاهی خواهان رضا شاهی این گروه های سیاسی مانند حزب کومله کردستان را به خطا جدایی طلب میدانند و دبیرکل شورای مدیریت گذار را هم جدایی طلب میخوانند و یا لااقل او را در راستای علاقمند بودن به حکومت فدرالیته میدانند. شورای مدیریت گذار معتقد به تمامیت ارضی ایران و حکومت غیر متمرکز است و اتنیکهای تشکیل دهنده آن هم به این گفتمان اعتقاد و پاینبد هستند. شورای مدیریت گذار، تاحال، خود را آلترناتیو رژیم ندانسته ولی مداوم اعلام کرده حاضر است  با تمام گروه های برانداز صحبت و همکاری نماید.

 

به امید آن روز

ناخدا محمد فارسی

۶ ماه آگوست ۲۰۲۱

 

 

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید