وضعیت عجیبی در بین ایرانیان پیدا شده که تصور نمی کنم بتوان نظیرش را در هیچ کشور دیگری سراغ کرد: مرکز سیاست داخلی و خارجی کشور ایران شده یک کشور دیگر که آمریکا باشد!

در داخل خیلی روشن شده که اسلامگرایان حاکم که اسم اصلاح طلب  و اصولگرا گرفته اند، فقط در یک مورد با هم تفاوت دارند که وابستن با آمریکاست یا احتراز از این کار. به هر صورت از اول هم وجه تمایز شان همین بود و بس. از خود رفسنجانی به پایین، همگی اصلاح طلبان در راه نزدیکی به آمریکا گام برمی داشتند و میدارند. فقط با تکرار یاوه هایی که امنیتی ها سر هم کرده اند و روزنامه نگاران همه جا می پراکنند، چنین تظاهر می کنند که مطلب دیگری در کار است که نیست.

افتضاح زمامداری روحانی این امر را چنان بر ملا کرده که جایی برای انکار و تظاهر باقی نگذاشته است. رنگ دروغشان رفته و مانده اند معطل، چون نامزد قابل عرضه هم ندارند. خلاصه اینکه مبارزات شبه انتخاباتی دو طرف داوی ندارد مگر پاسخ مثبت یا منفی به نوکری آمریکا. باقی هر چه هست زائد است و حرف هوا. از ملت ایران هم که بهتر است حرفی نزنیم.

در مورد سیاست خارجی که حکایت از اینهم هویداتر است. اینجا سؤال روشنتر از مورد قبلی مطرح گشته: رفتن زیر نفوذ آمریکا و وادادن کامل همراه با تسلیم بی قید و شرط تمامی امتیازات موجود (اتم و موشک و نفوذ منطقه ای) یا سرپیچی از این امر، مقاومت در برابر آن، احیاناً با نزدیکی به روسیه و چین. توهم کنار آمدن با آمریکا که قرار بود از طریق مذاکرات اتمی محقق شود، از اول هم پایه ای نداشت، ولی سیاست عیان ترامپ که هر وسیله را برای به زانو درآوردن ایران به کار گرفت، به آخر خط رسید. همه می دانند که سیاست بایدن هم در نهایت تفاوتی با سلفش ندارد و فقط قرار است با روی خوش و با استفاده از همکاری اصلاح طلبان که در دورۀ ترامپ غیر ممکن شده بود، به انجام برسد و با دادن چند امتیاز ظاهری و چند وعدۀ پوچ.

ولی نکتۀ جالب اینجاست که در مقابل آمریکا صحبتی از ایران نیست، روسیه و چین قطب های مخالفت این نگرش به سیاست ایران شده است. اول از همه از سوی تبلیغات آمریکایی، سپس از سوی خدمتگزاران فارسی زبانش و در نهایت از سوی افراد بی دقت که تن به موج می سپارند و تعدادشان هم هیچ کم نیست و اصلاً حالیشان نیست که رهسپار کجا هستند.

اخیراً اصطلاح «روسوفیل» که در حقیقت از زمان تأسیس شوروی از واژگان روزمرۀ سیاسی فارسی خارج شده بود، دوباره مورد استفاده قرار گرفته و آنهایی که می خواهند به مخالفان پیروی از آمریکا انگ بزنند، شروع به استفادۀ دوباره از آن کرده اند. مطلب هیچ ارتباطی به وضعیت فعلی روابط سیاسی با روسیه ندارد، ولی با استفاده از ظاهر آشنای کلمه و بد سابقه بودن آن، در نبرد تبلیغاتی مورد استفاده قرار گرفته است ـ نوعی قافیه پردازی تاریخی. هنوز کسی از «چینوفیلی» صحبت نکرده است. زیرا کوشش این تبلیغات درست کردن فضایی دو قطبی است به سبک آنچه که طی جنگ سرد موجود بود و در آن آمریکا و شوروی با هم طرف بودند و چین نخودی بود، وقتی هم که با آمریکا رابطه برقرار کرد که دیگر هدف حمله نبود. ظاهراً برجسته شدن نقش روسیه به این دلیل است. نقداً نزدیکی به این دو ابرقدرت مترادف واگذاشتن استقلال نموده می شود که نیست و برعکس، لازمۀ حفظ آن است.

آنچه بعید است استفاده از آمریکانوفیل است که در فارسی سابقه ندارد. بعید، نه به این دلیل که در ایران به جای این کلمه می گویند «نوکر آمریکا»، برای اینکه تبلیغات مسلط آمریکایی جایی به این کلمه که مصداق فراوان هم دارد، نمی دهد و اگر کسی هم استفاده کند از جریان اصلی رسانه ای دور و بیرون خواهد ماند.

تعداد آنهایی که منافع ایران را در نظر دارند، نمی باید کم باشد، ولی حضورشان چندان به چشم نمی خورد. گاه به نظر می آید که تعداد اینها در کشور های دیگر بیشتر است تا خود ایران! ایرانیان هستند که ظاهراً با گوش فرا دادن به تبلیغاتی که ذکرش رفت، مملکت خود و منافع آنرا از یاد برده اند و موضع گیری ها و مطالباتشان آمریکا محور شده. گویی تأمین منافع ایالات متحده تأمین منافع خود آنهاست ـ اسباب حیرت. یاری کنیم که ایرانوفیل ها دور را به دست بگیرند تا به داد این کشور برسند.

۱ مه ۲۰۲۱، ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید