بنام خداوند جان و خرد

استقرار حاکمیت ملی هدف جبهه ملی ایران است
ایران بر سر دو راهی

سـوء سیاسـت و بـی درایتـی و عـدول از سیاسـت مسـتقل ایرانـی و مداخلـه در مناقشـات منطقه ای از طرف حکومت جمهوری اسلامی ، کشـور را بر سـر یک دو راهی حسـاس و سرنوشـت سـاز قرار داده اسـت.در یـک راه مذاکـره بـا جامعـه جهانـی بـه سـر کردگی شـش قدرت بـر تر جهـان مرکب از آمریکا،چیـن ،روسیه،انگلیس،فرانسـه و آلمـان ، و امـکان دسـتیابی بـه یـک توافـق و تفاهـم بـر سـر فعالیـت های هسـته ای جمهوری اسلامی و موضوعـات جانبـی آن اسـت ،کـه ایـن راه ممکن اسـت بتوانـد ایـران را از انـزوا وتحریـم و بحـران هـای فزاینـده سیاسـی و اقتصـادی بیـرون بـرده و ملـت ایـران را از ایـن سـیه روزی وصـف نـا شـدنی فقـر وبیـکاری وگرانی و تـورم روز افزون و تهدیـدات امنیتـی تا حدودی رها سـازد. اما مسـیر دوم راه عـدم مذاکـره و توافـق نکـردن بـا جامعـه جهانـی و ادامـه دادن به فعالیت های غنی سـازی اورانیـم بـا درجـات بیشـتر و ادامه دخالـت در امور کشـورهای منطقـه ماننـد سـوریه و لبنـان وعراق و فلسـطین و یمـن اسـت،که نتیجـه آن تـداوم و افزایـش تحریـم هـا وعمیق تـر و جدی تر شـدن بحـران هـای سیاسـی و اقتصـادی را در ذهـن مجسـم مـی سـازد.اضافه بـر ایـن ، گزینـش ایـن راه ممکـن اسـت خطـر تهاجم نظامی علیه کشـور و از بیـن رفتـن تمـام زیرسـاخت هـای صنعتـی ، اقتصـادی و نظامـی را هـم به دنبال داشـته باشـد. زیـرا نـه هیـچ یـک از آن شـش قـدرت جهانـی طـرف مذاکـره و نه هیچ کشـوری از جامعه جهانی موافـق بـا فعالیـت های اتمـی جمهوری اسلامی نیسـت.حتی روسـیه و چیـن هـم کـه بنا بـر تصور مسـئوالن جمهـوری اسلامی متحـد اسـتراتژیک جمهـوری اسلامی هسـتند نیـز بـا رونـد فعالیـت هـای اتمـی جمهـوری اسلامی موافقـت نداشـته و ندارنـد.و در گذشـته هـم بـر قطـع نامـه هـای سـازمان ملـل بـر ضد ایـران در ایـن زمینـه مهر تاییـد نهـاده اند.یعنـی اینکـه آن هـا هـم فعالیـت اتمـی جمهوری اسلامی را بـر نمی تابنـد. بر این مبنـی برگزیـدن راه دوم، نه در راسـتای منافع ملی و آسـایش و رفـاه ملـت ایـران و نه حتـی درجهت حفـظ کیـان ملـی و موجودیـت و بقـای کشـور است.مسـلما آگاهـان و مصلحـت اندیشـانی در درون دایـره قـدرت و نزدیـک بـه هسـته مرکزی حکومـت هسـتند کـه ایـن بدیهیـات را درک مـی کنند،پـس چگونـه اسـت کـه قدرتمـداران از قبول واقعیـات و شـرکت در مذاکـرات طفره مـی روند و بر سـرعت غنی سـازی مـی افزایند و بـه تحرکات منطقـه ای در خـارج از مـرز هـا ادامـه مـی دهند و حتـی از درگیـری مسـتقیم بـا نیروهایـی که آن هـا را دشـمن مـی نامنـد ابایـی ندارند؟بـرای این پرسـش دو پاسـخ را مـی تـوان مفـروض داشـت. نخسـت آن کـه جمهوری اسلامی در صدد اسـت بـا افـزودن بر درجـه غنی سـازی و اضافـه کردن ذخیـره اورانیـوم غنـی شـده و بـا ادامـه دادن بـه تحـرکات منطقـه ای ، در مذاکـرات پیـش رو حرفـی بـرای گفتـن و برگـی بـرای بـازی کـردن بـرای خـود فراهـم کنـد تـا شـاید امتیاز بیشـتری بـه دسـت آورد.پاسـخ دومی کـه در ذهـن متجلی مـی شـود آنسـت کـه شـاید همـان دسـت هـای مرمـوزی کـه هـزاران برگ اسـناد محرمانـه اتمی را از دورقوزآبـاد بـه کامیـون بار کرده و به آسـانی از مـرز بیـرون بردنـد و یا در روز روشـن دانشـمند اتمـی جمهـوری اسلامی را در نزدیـک پایتخـت بـه گونـه ای که هنوز کم وکیف آن روشـن نشـده تـرور کردنـد نمـی گذارنـد و نمـی خواهنـد کـه مذاکـرات آبرومندانـه ای انجـام شـود و ایـران بـه جامعـه جهانـی بـاز گردد .امـا در مورد فـرض اول بایـد گفت که ایـن ترفندها و این گونه محاسـبات حکومت همیشـه درسـت از آب در نمـی آید.وقتی بـه گذشـته نـگاه مـی کنیم،درمـی یابیـم کـه این نـوع تصـورات و خـود زرنـگ پنـداری هـا و انجام نـدادن اقـدام در زمـان مناسـب و مقتضی،غالبـا موجـب از بیـن رفتـن فرصـت ها و به زیـان منافع ملـی تمام شـده اسـت.در ماجرای اشـغال سـفارت آمریـکا و گروگانگیـری در مـاه هـای اول پیروزی انقلاب صرفنظـر از زد و بند های پنهانی ، شـاهد بودیـم کـه چگونـه پـس از 444 روز رجزخوانی و رد کـردن میانجیگـری هـا واز بیـن بـردن فرصت ها،درسـت در زمانـی کـه ریـگان سـوگند ریاسـت جمهـوری خـود را ادا می کرد ، جمهوری اسلامی گـروگان هـای آمریکایـی را پـرواز داد و بـه وی هدیـه داد.ریـگان در سـخنرانی هـای انتخاباتـی خـود تهدیـد کـرده بـود کـه اگـر رئیـس جمهـور شـود بـرای رهایـی گـروگان هـا بـه ایـران حمله نظامـی خواهـد کرد.درجنـگ 8سـاله عـراق بـا ایـران بـا اینکـه یـک سـال ونیـم پـس از شـروع جنگ،فرصـت خوبـی بـرای پایـان یافتـن جنـگ فراهم شـده بـود ،قدرتمـداران جمهوری اسلامی بـا تصـورات و توهمـات نـا درسـت،بیهوده بـه جنـگ ادامـه دادنـد تـا پس از 8سـال جنـگ و بار شـدن خسـارات جانـی و مالی بی شـمار بـر گرده ملـت ایران،قطعنامـه 598 سـازمان ملـل متحد را پذیرفتنـد و بـه جنـگ در شـرایطی بسـیار بـد و موقعیتـی خیلی ضعیـف پایان داده شـد. اکنون که مجـددا در یـک بزنـگاه حسـاس ، بـا مذاکـرات با کشـور های 5+1 بر سـر پـروژه های اتمـی روبرو شـده ایـم . بایـد تصمیـم گیـران اصلـی در ایـن مذاکـرات دچـار توهم وتخیـل نشـوند و بدانند که آن شـرایطی کـه هنـد را در تکنولوژی هسـته ای پیـش بـرد و به سلاح اتمی رسـاند، شـرایط ویژه ای بـود کـه هـم آمریـکا وهـم اتحاد شـوروی در نگرانـی مشـترکی که از اتمی شـدن چین داشـتند در یـک توافـق پنهانـی ،هنـد را درمقابـل چین بر افراشـتند و بـه قـدرت اتمـی شـدن رسـاندند . اگر پاکسـتان نیـز وارد ایـن معرکـه اتمـی شـد عکس العمـل چیـن بـه اقـدام آمریکا و شـوروی بـود که زمینـه ی آن را فراهـم کـرد. در جهـان امـروز نـه جامعـه بیـن المللی ونـه حاضران در باشـگاه اتمی ، امـکان ورود مهمـان جدیـدی را بـه این باشـگاه نمـی دهند.ایـن کشـور دیگر ظرفیت بـازی آزمون و خطـا را نـدارد .بـا امـوال ایـن ملـت و موجودیت ایـن کشـور نبایـد بازی شـود.

استقرار حاکمیت ملی هدف جبهه ملی ایران است

بنام خداوند جان و خرد org.jebhemeliiran@info:mail-E org.jebhemeliiran://http نشریه داخلی – تهران – 20 آبان ماه ۱400 خورشیدی – شماره ۲۱۲ – صفحه ۲

دریغ است ایران که ویران شود

کمبود آب در حال ویران کردن ایران است

اکنون میتوانیم درک کنیم که بومیان و سرخپوستان چرا با طبیعت مانند یک موجود زنده برخورد کرده به آن احترام میگذاشتند. بدون تردید حکمایی داشتند که دریافته بودند رعایت حریم مادر طبیعت وظیفهای همگانی و امری واجب است. بشر پس از ورود به مدرنیته و با دست یافتن به کار افزارهای پرتوان حریم مادر طبیعت را زیر پا گذاشت و با طبیعت که به او خاک برای زندگی و آب و غذا برای زنده ماندن داده بود بجای پاسداشت طبیعت، مانند مالکی بیرحم هوا و زمین و غنایم زیرزمینی را برداشت بیرویه نمود و با زبالهها و پسماندهای فسیلی و دیگر پسماندهها زمین را برای خود غیر قابل زیست نمود. بعالوه نسل بسیاری از جانوران و گیاهان را برای همیشه نابود کرد. بیاعتنایی به موهبتهای طبیعت و دست درازیهای جاهالنه و بدون شناخت کار را بجائی رسانده است که گوئی مادر طبیعت انسانها را از دامن خودش میراند. با گرمایش زمین یخهای قطبیبسرعت آب میشوند. آتش گرفتن جنگلها ساکنان را فراری میدهد و ساکنین نزدیک نیز منطقه را ترک می گویند. در جنوب ایران گاهی در تابستان گرما به باالی ۵۰ درجه سانتیگراد میرسد و کارها تعطیل میشود. در گرمای باالتر همه گیاهان خشک میشوند. با انتقال بیرویه آب اینک خوزستان سراسر آباد نیازمند قطرههای آب شده است. کارون که دریایی آب داشت و کوسهها درآن جوالن میدادند و با ماهیگیری از آن هیچ کس گرسنه نمیماند اینک خشک شدهاست. هورالعظیم و دیگر آبخانها که منبع نعمت بودند اینک جای عزاداری برای نعمتهای نابودساخته الهی شده است. به گفته کارشناسان ۲۹ استان دچار فرو نشست زمین شدهاند که این روند همچنان ادامه دارد. چاهها آب ندارند. مخزنها و گنجینههای زیرزمینی آب به پایان رسیدهاند. شورای عالی آب که تشکیل آن خالف اصل ۵۷ قانون اساسی واصل تفکیک قوا است ازسال۸۰ تا۱۳۹۸ طی چهل نشست رسمی انبوهی از تصمیمهای غیر کارشناسانه گرفتهاند که همه بدون نتیجه و به ناکارآمدی منتهی شده است. فرونشست زمین این تهدید را بوجود آورده است که ممکنست به مهاجرت چند ده میلیونی جمعیت منجر شود. یک محاسبهی کارشناسی اخطار داده است که ممکن است بر اثر بیآبیظرف نه سال آینده اصفهان از جمعیت تهی شود. مهاجرتها منجر به نابودی آثارتاریخ و تمدن ایران می شود. چند هزار مسجد چندصد هزار آثار تاریخی با معماری شگفتانگیز و بیهمتا، در شهرهای ایران درخطرترکهای ناشی از فرونشست قرار دارند. هزاران پل و معبر تاریخی در یک قدمی ویرانشدن هستند. به گفته کارشناسان مسئله آب در ایران به یک »ابر بحران« تبدیل شده است. خشک شدن رودخانه ها، تاالب ها، دریاچه ها و تشدید جنگل زدایی، بیابان زایی و فرونشست زمین پیامد کاهش منابع آبی، سد سازیهای بیرویه و انتقال بیرویه و غیرعلمی آب و کم شدن نزولات آسمانی، کاهش  پوششهای گیاهی و جنگلی، تخریب مراتع، توسعه غیراصولی و غیرکارشناسانه کشاورزی، توسعه شهرها،… و بردداشت غارت گونه شن و ماسه بستر رودخانه ها، همچنین افزایش بدون مطالعه و غارتی آبهای زیرزمینی با حفر چاه که از ۵۰هزار چاه در سال135۷ به بیشاز ۷۰۰هزار حلقه چاه در سال۱۳۹۵رسیده است و با مانع نبود آب متوقف شده است . بحران آب به مرحله ای خطر ناک نابودی سرزمین کهن ایران زمین کشیده شده است. دریغ است ایران که ویران شود . تنها یک راه چاره باقی مانده است و آن این است که از همه ایرانیان دعوت کنیم یکدل و یک زبان کمر همت بربندند و اندیش مندانه با اتحاد و یکپارچگی به نجات کشور برخیزند. نخست با نوشتن نامه و تهیه طومار از سران حکومت و نمایندگان مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری و دیگر مسئولان کشوری بخواهند که بدون تلف کردن حتی یک ساعت در اقدامی عاجلانه و فوری با استمداد از دانشمندان اقلیم شناسی و استادان دانشگاههای ایران و بیرون از ایران ، طرحی اساسی و علمی برای نجات سرزمین کشور تهیه نموده و بدون ازدست دادن فرصت آن را به اجرا بگذارند. اینک طبیعت انتقام میگیرد. ذوق زدگی بشر از یافته های دوران مدرنیته و به دست آوردن تکنولوژی باعث شد بشرخود را مالک همه کاره زمین بداند. طبیعت تخریب شد. آنچه را در روی زمین و زیر زمین بود کاویدند و به زباله تبدیل کردند. زمین را بی نهایت میدانستند و بی محابا از آن برداشت کردند تا جایی که از حد تحمل زمین گذر کرد . آبهای سطحی زمینی وزیرزمین به پایان رسید زغال سنگها از دل کوهها بیرون کشیده شده و سوزانده شدند سوخت های فسیلی بی محابا سوزانده شدند.هوا آلوده شد. نفس کشیدن دشوارشد. ملت بزرگ ایران ! عدم رعايت مصرف بهينه آب، همه ما را به مصیبت سخت فرو خواهد انداخت.ایران تشنه است. اگر هر نفر ازما روزانه یک لیوان آب کمتر مصرف کنیم روزی 17 میلیون لیتر آب، ذخیره میشود. امسال هشتمين سال ورود ایران به خشکسالى مخصوصا در استان بوشهر و استان‌هاى همجوار آن و نواحى جنوب شرق و شرق کشور است. طبق گفته هاى ناسا ايران از 8سال پيش وارد دوره 30سال خشکسالى شده است. و اگر همه افراد جامعه و دولت به فکر نباشیم، تا ۱۰سال آینده ایران، کاملا بیابان خواهد شد! طبق گزارش ناسا شدت خشکسالی در ایران به حدی هست که کشاورزی ایران به کل نابودمی شود . ایران تبدیل به وارد کننده محض محصولات زراعی خواهد شد.. اگر تدابیر جدی گرفته نشود بگفته ناسا ایران از کشور نیمه‌خشک به یک کشور کاملا خشک تبدیل خواهد شد! . تنها نکته امید بخش وقابل توجه اینست که کاستن 25 % از مصرف آب کل کشور اعم از صنایع و مانند آن و همکاری همه جانبه ملت دولت می تواند برای ردشدن از این بحران اثر گذاری داشته باشد. شرط اساسی موفقیت در چنین کاری، یعنی صرفه جوئی 25درصد ازمصرف آب چنان کار بزرگی است که بدون احساس مسئولیت کامل حکومت و تنها با کمک حتی همه مردم کاری از پیش نخواهد رفت. به آب بیندیشید! به آب احترام بگذارید که بدون آب زندگی نیز نخواهد بود . با آب بازی نکنیم! قطره قطره آب را نگهدار باشیم . موضوع بی آبی خیلی جدی است. به مرز خطر رسیده ا.ست.خطر را سرسری نپنداریم. آب یعنی زندگی.

زنده و جاوید وسربلند باد ملت ایران –

پاینده وسربلند باد ایران

پرداختن به تاریخ برآمدن و حکمرانی کوروش و تاسیس کشور ایران از ابعاد مختلف قابل بررسی است و آموزه های نهفته در آن همچنان برای امروز این کشور کهنسال به کار می آید. یکی از این ابعاد، بعد سیاسی- فرهنگی است. دیوانساالری، صنعت، توزیع قدرت سیاسی و اقتصادی از زمره خدمات اثرگذار کوروش در تاریخ بشری است. رواداری او در برخورد با اقوام و آیین ها و اندیشه های مختلف و پذیرش تفاوت در آحاد بشر بی گمان از مهم ترین ویژگی های او برای بشریت بود. در عین یکپارچگی قلمروش تفاوت های قومی را سرکوب نکرد و با دادگستری و رفاه اجتماعی و به رسمیت شناختن حقوق آحاد باشندگان سرزمین ایران، تکثرگرایی را رسمیت بخشید. برخی محققان تاریخ پژوه برآنند، که برای نخستین بار اصطالح »عرب«)اربایه( و »یونانی«)ایونیه، که شامل آتنی و اسپارتی همزمان می شد.( برای متمایز ساختن یک هویت قومی در کتیبه ی بیستون به کار برده شده است. پیش از کوروش و پس از او حمله به ادیان قوم مغلوب و کوشش برای امحاء هویت های فرهنگی اصلی مرسوم بود. نظیر اقدامات آشوریان و رومیان. مثال کالیگوال اصرار داشت بت خود را در معبد یهودیان برافرازد و تیتوس معبد اورشلیم را ویران کرد. اما کوروش احترام به هویت های فرهنگی را یک اصل قرار داد. نکته ی مبرز دیگر اخالق جنگ بود، آن چه امروز در کنوانسیون های بین المللی بدان می پردازد و برخی کشورها به راحتی آن را زیرپا می گذارند. از جمله حفظ حقوق غیر نظامیان در جنگ، عدم شکنجه و آزار اسیران و مانند آن. توزیع قدرت و امکانات با سازمان دادن ساتراپ ها تمرکزی متکثر را پدید آورد که باشندگان یک واحد سیاسی احساس تبعیض و ناروایی نداشته باشند و رشد و شکوفایی زبان ها و فرهنگ های محلی تشویق می شد و از یکدست سازی تحمیلی اجتناب می گردید. کوروش هرگز ادعای خدایی و »چه فرمان یزدان چه فرمان شاه« به گواهی کتیبه های موجود نداشته است. احترام به انسان ها فارغ از دین و نژاد و قومیت از ممتاز ترین ویژگی های او بوده است. نبشته ی کوروش و شرح ورودش به بابل یکی از اسناد گویای این مدعا است. هرودت ) ۴۸۴ پیش از میالد( مینویسد: »ایرانیان در زمان کوروش آزادی داشته اند«. گزنفون در کتاب کوروش نامه »او را پادشاهی نیکوکار، دانا و پرهیزکار« خوانده است و آرزو ورزیده، تا یونانیان حاکمی چون او بیابند. افالتون در رساله قوانین می نگارد: »در دوران پادشاهی کوروش ایران راه آزادگی در پیش گرفته بود. پارسیان هم خود آزاد بودند و هم بسی مردمان را که زیر فرمان داشتند. فرمانروایان به زیر دستان آزادی به اندازه داده و نگاهبان برابری بودند«. آشیل)آیسخولوس( تراژدی نویس مشهور یونان در نمایشنامه »ایرانیان« مینویسد: »کورش صلح و آسایش را به مردمش ارزانی داشت«. انکار کوروش یا برخاسته از ناآگاهی است یا اغراض ایران ستیزانه. بهره جویی ابزاری از این نام بزرگ برای مدعیان سلطنتی که به استظهار بیگانه و در سایه ی کودتا در برهه ای به قدرت رسید، راه به جایی نمی برد. بهتر آن است که کوروش مصادره ی حزبی نشود و برای هویت ایرانی اسطوره ای زایا بماند. اسطوره ای که چند دهه تمامت خواهان برای محو نامش و یادمان هایش کوشیدند، اما ریشه ی فرهنگی عمیق آن سترگ تر از آن بود، که سرکوب های سیاسی تمامت خواهانه مجال زدودن آن را از صحیفه ی فرهنگی این دیار بیابند.

هفتم آبان ماه و گرامیداشت کوروش

نشریه داخلی – تهران –

20 آبان ماه ۱400 خورشیدی – شماره ۲۱۲ – صفحه ۳

تمامی مشکالت سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی جامعه ایران که موجب فقر و تبعیض و محرومیت مردم از امکانات و حقوق اولیه شده و فساد گسترده و ناکارآمدی حاکمان و غارت سرمایه های ملی و سرکوب و اختناق و خشونت بی حساب علیه مردم را پدید آورده است،بر دو اصل استوار است؛ 1-توزیع ناعادالنه قدرت و 2-توزیع ناعادالنه ثروت. این دو اصل مبتی بر ساختار معیوب و نادرست حقوقی و حقیقی حکومت جمهوری اسالمی است. ساختار حقوقی جمهوری اسالمی مندرج در قانون اساسی مبتنی بر قرار دادن تمام اختیارات و قدرت در دست یک نهاد است. هر سه قوه زیر نظر رهبری و تحت نظارت او کار می کنند.رئیس قوه قضائیه را رهبری منصوب می کند.سیاست های کلی و کالن کشور را او تعیین می کند.فرماندهی کل قوا با رهبری است.فرمان جنگ و صلح نیز تحت نظر رهبری است. رئیس صدا و سیما را رهبری تعیین می کند. نصب فقهای شورای نگهبان نیز از اختیارات رهبری است. اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام هم منصوب رهبری هستند .فردی با این همه قدرت و اختیارات در قبال تصمیمات و سیاستهای خود هیچ گونه مسئولیتی ندارد و حتی در برخی مواقع دولت و مجلس و سایر مسئولین را که به طور مستقیم یا غیر مستقیم منصوب خودایشان هستند ،مورد نقد و انتقاد قرار می دهد. عالوه بر این اختیارات که رهبری به موجب قانون اساسی به دست آورده است، تصمیماتی نیز در تعیین وزرا و تصویب لوایح و تائید صالحیت یا عدم صالحیت کاندیدها اتخاذ می کند و در مواقع حساس نیز با حکم حکومتی الیحه ای را از دستور کار خارج می کند و فردی را تائید یا تنفیذ می کند. مقامی با این جایگاه از قدرت بدون انتخاب مستقیم مردم توسط خبرگانی منصوب می شود که صالحیت خود خبرگان توسط شورای نگهبان منصوب رهبری باید تعیین شود. آین به مفهوم یک دایره و چرخه بسته ای است که مردم در آن هیچ نقش و جایگاهی ندارند. مجلس خبرگان رهبری که صالحیتشان توسط شورای نگهبان تائید می شود در عمل به شورای روحانیون سنتی تقلیل یافته است و هیچ کدام مطلقا در هیچ زمینه ای جز اندکی فقه سنتی،دانش و تخصص که هیچ ، حتی سواد و آگاهی های اولیه را هم ندارند. بر جسته ترین فرد آنها با مجیز گویی به صراحت گفته بود نظارت بر رهبری به معنی صیانت از رهبری است. این مجلس بیکار ترین نهاد در این مملکت است که نبودن و انحالل آن نه تنها هیچ مشکلی ایجاد نمی کند،بلکه نبودنش حداقل مشکل هزینه اقتصادی را از گردن این مردم محروم بر می دارد. همین طور است بسیاری از نهادهای تو در تویی مثل مجمع تشخیص مصلحت نظام که هیچ توجیه قانونی و حقوقی ندارد و فقط الیه های نهادهای انتصابی را پیچیده تر می کند و انتخاب نهادهای انتخابی را سخت تر و هدایت شده تر می نماید تا در دایره بسته قدرت نامحرم و غیر خودی ورود و نفوذ نکند. عالوه بر این نهادهای حاکم غیر انتخابی که عدم وجود آنها نه تنها آسیبی به کشور نمی رساند،بلکه روزانه میلیاردها تومان از منابع مالی و خزانه متعلق به مردم ذخیره می گردد،وجود نیروهای نظامی موازی با این همه طول و عرض خسران عظیمی است که بر شانه های نحیف ملت ایران تحمیل شده است. این نهادهای مختلف نظامی و انتظامی تنها ماموریتشان حمایت از قدرت انتصابی و ابزاری برای سرکوب اعتراضات مردم و دخالت در امور داخلی کشورهای منطقه است. انقالب ۵۷مبارزه علیه خودکامگی غیر قانونی شاه بود.این خودکامگی بدون شک قانون اساسی مشروطیت را به شکلی بارز نقض می کرد. انقالب ۵۷ برای استقرار استقالل و آزادی و عدالت اجتماعی و جمهوریتی بود که قرار بود اسالم مبنای اخالقی و معنوی آن باشد. در زمان انقالب چه در پاریس،چه در تهران سخنی از والیت فقیه نبود.در همه گفته ها و مصاحبه های آیت اهلل خمینی سخن از آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی بود و قرار بر این بود که نه آقای خمینی و نه سایر روحانیون،در قدرت و حاکمیت دخالت نکنند و پست و مقامی نداشته باشند. آیت اهلل خمینی می گفت روحانیون شغلشان چیز دیگری است،من و روحانیت به درس و بحث طلبگی خود خواهیم پرداخت. با توطئه حسن آیت و تحت هدایت مظفر بقایی در خبرگان قانون اساسی،سهم ویژه خواهی روحانیت و اصل والیت فقیه مطرح شد و اولین استارت انحراف اساسی انقالب از جمهوریت به استبداد زده شد. با این انحراف مشروطیت به حکومت جمهوری اسالمی با چنین ساختاری تبدیل گردید.استبداد غیر قانونی و البته محدود شاه به استبداد مطلقه قانونی تبدیل شد. در علوم سیاسی که به شرح چگونگی توزیع عادالنه و دموکراتیک قدرت می پردازد،برای پرهیز از استبداد و خود کامگی،قدرت را از نظر زمانی محدود و از نظر میزان اختیارات نیز محدود و مشروط می کنند تا امکان خودرایی و خودکامگی را از حاکمان سلب کنند. درعلم سیاست و در سطح جهان واژگانی چون ولی و رهبر و هدایت گر مطلقا موضوعیت ندارد. و وظیفه حاکمان رتق و فتق امور به نحوی است که از رنج های قابل اجتناب مردم بکاهند. با این اوصاف در جمهوری اسالمی چیزی به اسم توزیع عادالنه قدرت و گردش آزاد نخبگان و به طبع آن آزادی و دموکراسی و نقد قدرت بالموضوع است. باالترین مقام انتخابی رئیس جمهور است که به اعتراف آقای محمد خاتمی در حد تدارکاتچی است، و اگر با رهبر و نهادهای انتصابی زوایه داشته باشد،به طور کامل فلج خواهد شد. به این ترتیب سیاست تعطیل می شود و همه نهادهای سیاسی مستقل و شخصیتهای برجسته سیاسی که خواهان گردش نخبگان و انتخابات آزاد و عادالنه و رقابت سیاسی هستند،به عنوان لیبرال و فتنه گر و توطئه گر و…مخل امنیت و در اردوگاه دشمن بودن از سیاست ورزی منع می شوند. در این ساختار حقوقی بسته و غیر دموکراتیک که انحصار قدرت در دستان عده ای خاص است،در طی43 سال فقط پستها و سمت ها بین همان افراد تعویض می شود. با چنین سیکل بسته ای از قدرت مطلقه که بجای وکالت از مردم، هدایت تمام امور جامعه را در اختیار دارد و همراه با نهادهای انتصابی گوناگون،مثل سپاه و مصلحت نظام و شورای نگهبان و قوه قضائیه و دادگاههای انقالب و امامان جمعه و صدا و سیمای انحصاری و روحانیون مختلف در مساجد و محالت و حوزه های علمیه و…بنیادهای مختلف،هم نیروی نظامی برای سرکوب و قوه قهریه دارند و هم دستگاه تبلیغات و هم سرمایه اقتصادی دارند و هم قوه قضائیه امنیتی و دادگاههای انقالب دارند و هم نیروهای اطالعاتی و امنیتی دارند تا گردش نخبگان و انتخابات آزاد و توزیع عادالنه قدرت غیر ممکن شود. حال با این ساختار حقوقی غیر دموکراتیک و انحصارطلب شما اختیار سرمایه های ملی مثل نفت و گاز و معادن مختلف را هم به آنها بسپارید،چیزی بهتر از وضع فالکت بار امروز کشور نخواهد بود. وقتی به قدرت استبدادی که انحصار قدرت مطلقه سیاسی را در اختیار دارد، انحصار سرمایه های ملی را هم بدهید،تبدیل به حاکمیت خودکامه ای می شود که حاصل آن رشد مضاعف اختالس و رانت و غارت سرمایه های ملی و ظهور طبقه جدید اشرافیت در میان حاکمان است و در دیگر سو موجب گسترش فقر و بیکاری و گرانی و محرومیت اکثریت مطلق مردم جامعه می شود. لذا با آن ساختار قدرت مطلقه،ساختار حقیقی و بازیگران ثابت در قدرت،جامعه را حیاط خلوت خود می دانند و عالوه بر طمع قدرت بدون نظارت، گرفتار طمع ثروت هم می شوند. ثروت چنین افرادی نتیجه فعالیت اقتصادی نیست،سرمایه های بادآورده ای است که با زد و بند و اختالس و رانت و غارت سرمایه های مردم به دست آمده است. از آنجا که در خاورمیانه و از جمله ایران بودجه و اقتصاد کشور متکی به فروش و درآمد نفت است و انحصار این سرمایه نیز در دستان حکومت است،دولت و دستگاه سیاسی بدون اتکا به کار و تولید داخلی،صاحب انحصاری سرمایه و درآمد هنگفتی می شود که نه تنها آنان را از مردم بی نیاز می کند،بلکه مردم را نیازمند حکومت می کند. در حکومتهای خودکامه و غیر پاسخگو مانند حکومت جمهوری اسالمی، مردم را به خودی و غیر خودی،موافق و مخالف،اقلیت و اکثریت و… شیعه و سنی تقسیم می کنند و در توزیع شغل و سرمایه و امکانات نابرابر و تبعیض آمیز رفتار می شود.گرفتن هر گونه مجوز شرکت و کارخانه و تولیدی و هر گونه استخدام و یا امتیاز کسب و کار منوط بر نزدیکی به حاکمیت و اظهار وفاداری و پذیرفته شدن درگزینش و تفتیش عقاید و روشهای قرون وسطایی است. حتی برای چند دهه ورود به دانشگاه نیز گزینشی بود.امروز هم تحصیل در مقاطع باالتر و در برخی رشته ها گزینشی و منوط بر نزدیکی به حاکمیت است. لذا جایگاه اشخاص در سلسله مراتب شغلی در رژیم هایی مثل جمهوری اسالمی نه بر اساس دانش و تجربه و تخصص،که بر مبنای رابطه و میزان نزدیکی به حاکمیت تعیین می شود. در این ساختار معیوب اشخاص و مقامات تبدیل به باندهای مافیایی مالی-نظامی می شوند که به تعبیر برخی از آقا زاده ها سر سفره انقالب نشسته اند و هر یک سهم خود را برداشت می کنند. در این ساختار بسته،اشخاص ثابتی مثل اختاپوس،همه سرمایه ها،امکانات،منابع،پست های سیاسی و اداری و مدیریتی و اجرایی و نظامی را اشغال کرده اند.حتی مدیر عامل تیم های ورزشی نیز از اشغال آنها مصون نمانده است. خودمختاری فردی،استقالل شخصیت و نقد، مساوی با انواع محرومیتهای شغلی است. انقالبی که بشارت آزادی و استقالل و عدالت اجتماعی داده بود،با این سیستم پر فساد و ناکارآمد فقر را بجایی رسانده است که برخی از مردم از کارتن خوابی به گور خوابی افتاده اند. بنا بر یک تعبیر زیبا، در کشوری که کارفرمای یگانه دولت است،مخالفت و نقد برابر با گرسنگی و مرگ تدریجی است. نتیجه اینکه عدم توزیع عادالنه قدرت و عدم توزیع عادالنه ثروت،معلول ساختار حقوقی موجود است که موجب ساختار حقیقی فاسد و ناکارآمدی شده است که به جبران جهل و عدم تخصص و دانش و تجربه علمی و تبعیض های سیستماتیک و استبداد سیاسی،سرمایه های کالنی را هزینه تفرقه اندازی قومی و سرکوب مردم می کند.اما در اعتراضات خوزستان ، حمایت مردم لرستان و بختیاری و آذربایجانی و اصفهانی وکرجی و سایر مناطق کشور از اعتراضات بحق مردم خوزستان نشان داد که ملت ایران با هر زبان و لهجه و دین و مذهب و قوم و طایفه ای فریب تفرقه افکنی های شیطنت آمیز را نمی خورند و در چارچوب ایران متحد علیه ظلم و تبعیض و فساد و استبداد حاکم متحد به مبارزه بدون خشونت خود تا تغییر و تحول در ساختار فاسد و ناکارآمد ادامه خواهند داد.

نشریه داخلی – تهران – 20 آبان ماه ۱400 خورشیدی – شماره ۲۱۲ – صفحه ۴

ساختار استبدادی و توزیع ناعادالنه قدرت و ثروت

آن‌کس که ِ نام ِ نیک »مصد‌ق« کند‌ تباه

نامـش زِ کارنامـه‌ی هسـتی سترد‌ه باد‌

« د‌ر خون کشند‌ ِ پیکرآن بی‌گناه را

کو عاشـق اسـت، عاشق ایـران ُ پرشـگون

فریاد‌ »زند‌ه باد‌ وطن« سرد‌هد‌ زِ جان

آن‌جا که لاله گوکند‌ این خاک را زِ خون

نامش»حسین« بود‌ وبه‌ سانِ نیای خویش

پیشِ »یزید‌ِ« عصر، به تسـلیم تن ند‌اد‌

ّدر خون تپید‌و شد‌ به ِ قد‌مگاه ّحق شهید‌

سرجز به‌ راه ملت و راه وطن نداد

استاد‌ اد‌یب برومند‌

نشریه داخلی پیام جبهه ملی ایران با یاد دکتر مهدی آذر و اصغر پارسا

مثلث جمهوری آذربایجان، ترکیه و اسراییل و تهدید منافع ملی ایران

جشن آبانگان و مساله ی آب جمهوری آذربایجان به پشتوانه ی حمایت های ترکیه و اسراییل بر بخش های زیادی از مناطق مورد مناقشه با ارمنستان تسلط یافت. انفعال روسیه در برابر این رخداد می تواند حاکی از توافق هایی پشت پرده باشد که به خاطر از دست ندادن موقعیت چپاولگرانه اش در ایران، آن را آشکار نمی سازد. رخدادی که نظیرش را در سوریه شاهد بودیم، چگونه اسراییل در حضور روسیه مواضع ایران را بارها مورد حمله قرارداده است. رجزخوانی های اردوغان که با واکنش قدرتمند افکار عمومی در فضای مجازی روبه رو شد، اما مساله در این حد نماند. رزمایش مشترک جمهوری آذربایجان با ترکیه و پاکستان و حضور دو کشوری که حقی در دریای مازندران ندارند در این دریا بر نگرانی ها افزود، هر چند مقامات رسمی جمهوری اسالمی واکنشی درخور بدان نشان ندادند. از یاد نبریم، استان سیونیک تنها استان هم مرز با ایران در ارمنستان است که با آذربایجان و نخجوان نیز هم مرز می باشد. تعدی جمهوری آذربایجان به این استان ایجاد سد ارتباطی برای ایران را دربرخواهد داشت که از جهت ژئوپولیتیک برای منافع ملی ایران تهدید و تحدید محسوب می شود. در نظر داشته باشیم که در 23 اردیبهشت ماه 1400 رسانه های جهانی این خبر را منعکس کردند، که نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان در نشست شورای ملی اعالم کرد ،نیروهای نظامی جمهوری آذربایجان در منطقه دریاچه سیاه استان سیونیک به مرز ارمنستان تجاوز کرده اند. و حدود ۲۵۰ نفر از نظامیان جمهوری آذربایجان در خاک ارمنستان و در مناطق مرزی استان سیونیک حضور دارند و به نظر می رسد که این اقدامات با هدف ایحاد درگیری نظامی در آن منطقه است و آنان در خاک ارمنستان ۳/۵ کیلومتر پیشروی کرده اند. چند ماه پس از این اتفاقات شاهد بازداشت و بازجویی و توهین و تحقیر رانندگان ایرانی در جاده گوریس-قاپان بودیم. متاسفانه در کشوری که منتقدان به جاسوسی متهم می شوند و با فشار از آنان اقرار گرفته می شود، از طرف دستگاه های دیپلماتیک به ادعای داوود اوغلو در مورد جاسوسان ترکیه در ایران واکنشی نشان داده نمی شود. این انفعال و بی عملی هیات حاکمه که به خاطر مسایل مداخله گرایانه اش در سطوح بین المللی هزینه های سنگینی بر ملت ایران تحمیل می کند، قابل توجیه نیست. مثال بر روی جلد کتاب »آتایوردو«)سرزمین پدری( کتاب درسی تاریخ برای دانش آموزان پنجم دبستان در جمهوری آذربایجان، نقشه ی آذربایجان شامل مناطق شمال غربی ایران نیزدیده می شد و پس از اعتراض ایران رنگ آن از زرد پررنگ به زرد کمرنگ تبدیل شد و دیگر از سوی ایران پیگیری نگردید! محتوای این کتاب هرگز مورد اعتراض و پیگیری دیپلماتیک قرار نگرفت. این که نوشته شده جنگ ایران وروسیه برای اشغال آذربایجان بوده است و از اشغالگران ایرانی صحبت می کند که در خونریزی از جالدان تزار عقب نمی ماندند. ستارخان و شیخ محمد خیابانی پانترکیست قلمدادمی شوند و بسیاری از مفاخر ایرانی ترکان ایران ستیز معرفی می گردند! نفوذ روز افزون ترکیه و اسراییل در این کشور روز به روز بر نفرت سازی تبلیغاتی شوونیست های پان ترک در نسل جوان و ایجاد انقطاع تاریخی آنان می افزاید. مگر آن که دستگاه دیپلماسی کشور به مدد مشاوره ی متخصصان میهن دوست و آگاه به شرایط کشور و منطقه برنامه هایی فرهنگی و سیاسی، کوتاه مدت و درازمدت، طرح ریزی کند و اجرایی سازد.

جشن آبانگان و مساله ی آب

دهم آبان ماه کهن جشن آبانگان در ایران باستان به شمار می رفته و اهمیتی ویژه برای ایرانیان داشته است. محوریت این جشن ایزدبانوی آناهیتا است که نماد پاکی و بی آالیشی از سویی و باروری و شکوفایی از دیگرسوست. برخی محققان بر این باورند، از هیچ ایزدی در اوستا و آیین زرتشت به اندازه ی آناهیتا با گرمی و دلبستگی یاد نمی شود. همچنین اهمیت آب را در این اسطوره شاهدیم. دریغا که امروز به طور جدی با بحران آب مواجهیم. سه محقق ایرانی)اشرف، ناظمی، آقاکوچک، به نقل از تجارت نیوز( در آپریل 2021 با انتشار مقاله ای در مجله ی معتبر نیچر پرده از واقعیت های دردناکی برداشته اند. نویسندگان مقاله، تاثیر عوامل طبیعی و انسانی بر تغییرات ذخایر آب در سی حوضه آبریز و 478 حوضه ی زیر آبریز را در فاصله سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۵ میالدی بررسی کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که میزان کاهش منابع آبی در این حوضه ها، در این فاصله زمانی به حدود ۷۴ کیلومتر مکعب میرسد. مساله ای که اگر تدبیری تخصصی برایش اندیشیده نشود، می تواند به فاجعه ای محیط زیستی بینجامد. ایران به تنهایی حدود ۳۴ درصد ِ از تمام ِ مصرف آب در منطقه خاورمیانه را به خود اختصاص میدهد و ۶۰ درصد از نیاز ایران به آب هم از سفره ِ های ِ آب زیرزمینی تامین میشود و متاسفانه بر اساس یافته های این مقاله، میزان برداشت از این منابع آب زیرزمینی در ایران، ۳ برابر سریعتر از میزان ِ بازیابی آنها است.

اصول اعتقادی جبهه ملی ایران بر گرفته از اساسنامه

اصل یکم: حفظ تمامیت ارضی، استقرار حاکمیت ملی و استقالل سیاسی برخاسته از اراده عمومی ملت ایران در نظام جمهوری مبتنی بر اصول دموکراسی، حقوق بشر و حاکمیت قانون.

اصل دوم: تأکید بر تأمین و حفظ حقوق و آزادیهای اساسی مردم ایران به ویژه آزادی حزبها، انتخابات و مطبوعات و برابری حقوق زن و مرد و مبارزه با هرگونه تجاوز به حقوق بشر.

اصل سوم: جبهه ملی ایران برای حفظ احترام به دین مبین اسالم، و همچنین فراهم شدن امکان بهرهگیری از تمامی توان ملی و مردمی، بر اصل جدایی دین از حکومت تأکید میکند.

اصل چهارم: استقرار عدالت اجتماعی و باال بردن سطح رفاه عمومی بر اساس جهان بینی علمی، رشد تولید، افزایش اشتغال و توزیع عادالنه درآمد ملی.

اصل پنجم: احترام به حقوق شهروندی برابر و اعتقادات دینی و آداب و رسوم و زبانها و گویشهای تمامی مردم سرزمین ایران.

اصل ششم: تقویت و پاسداری و گسترش زبان ملی و مشترک فارسی و فرهنگ و هنرهای ملی ایران.

اصل هفتم: اتخاذ سیاست خارجی مستقل ایرانی بر پایه حفظ مصالح و منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور، پشتیبانی از اصول و هدفهای منشور ملل متحد، دوستی و احترام متقابل با همه ملتها و کشورها به ویژه کشورهای منطقه و مبارزه با هرگونه تروریسم فردی، گروهی و دولتی.

اصل هشتم: حفاظت و حراست از محیط زیست کشور یعنی نگاهداری از جنگلها، مراتع، رودخانهها، تاالبها و کوشش در راه جلوگیری از آلودگی هوا بر اساس اصول علمی و کارشناس

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید