شک نیست مردم ما چه در داخل و چه خارج افسرده اند و نشانه های بارز آن را می بینیم.

انسان ها با مقایسه خود با دیگران جایگاه خود را در می یابند. بویژه امروز این کار بااستفاده از رسانه های همگانی آسان تر شده است  و ایرانی ها حق دارند کشور خود را با دیگر کشورها مقایسه کنند و از این عقب ماندگی و گرفتارشدن در یک حکومت فوق ارتجاعی خشمگین و افسرده شوند. بویژه آن که کوشش های پراکنده و سازمان نیافته منجر به شکست شده  و تکرار شکست  دشمن را جان سخت جلوه می دهد.

در افسردگی است که احساسات منفی غلبه می کند و دست و دل کسی به کاری نمی رود. حسرت و حسادت و غبطه کشورهای دیگر را خوردن نیز دردی را دوا نمی کند. از آن جانب ارائه تصاویر بزرگنمایی شده از تاریخمان که مبنا در خودشیفتگی دارد نیز نمی تواند مددی برساند.

در این سال ها رژیم با اعمال مجازات های وحشیانه و غیرانسانی و با بافتن اراجیف و یاوه های عوامانه تا سطح احمقانه ، شأن انسانی و عزت نفس ایرانی ها را هدف گرفته و به شدت آزرده کرده است . تبلیغات خارجی که خواستار آماده کردن ذهن جامعه برای پیاده کردن مقاصد خود است بصورت گسترده و مداوم از این شرایط استفاده کرده، چنین تلقین می کند که مردم آرزومند بمباران شدن کشورشان هستند تا از شر ملایان نجات پیداکنند.

آنچه مرا واداشت که این چند سطر را بنویسم دادن هشدار است. نامه ای خطاب به دبیر کل سازمان ملل در فیس بوک (1) و دیگر شبکه های اجتماعی به مدت دو سه هفته در گردش بود. پای اعلامیه امضای افراد شناخته شده ای به چشم میخورد که گرد هم آمدنشان مایۀ تعجب بود، از فرح پهلوی تا محمود احمدی نژاد! در درجۀ اول اسامی وطنفروشان خادم آمریکا و نیز این جماعت جویای نام که حاضرند هر چیزی را امضأ کنند تا از یادها نروند و در نهایت نامزدان دائم جوگیری که تا سر و صدایی بلند شد در نقش سیاهی لشکر ظاهر می شوند و کار دیگران را راه می اندازند. محتوای نامه دادخواست علیه قراردادهای بلندمدت جمهوری اسلامی با کشورهای چین و روسیه و تؤام با شعار هایی که معمولاً در این زمینه داده می شود و البته اطلاعات بی پایه ای که به مناسبت سر هم می شود.

در روزهای اخیر شایع شد که  یکی دو نفر از امضا کنندگان امضای خود را  تکذیب کرده اند ولی خبر دقیقی به دست ما نرسید. از سوی دیگر اکثریت سکوت پیشه کرده اند. یعنی حتا این اشخاص فعال تحرک این را پیدا نکرده اند که امضای ساختگی را تکذیب کنند و با سکوت آن را تایید کرده اند. می توان پرسید که آیا اصلاً جریان را شایستۀ واکنش نشمرده اند که کار بی جایی است چون مطلب خیلی وسیع پخش شده و تأثیر گذار است. یا اینکه ته دلشان مخالفتی ندارند که این دومی بسیار خطرناک است، چون نشان می دهد برای قبول و ترویج این یاوه ها زمینه دارند و اگر کسی یک کم هلشان بدهد، اعتراضی نمی کنند. خطر اصلی این جاست. در انفعال و سکوت تؤام با تأیید.

تصور می کنم هر کس با هر نیتی این نامه را تهیه کرده به هدف خود رسیده است و در این زمینه فقط به پخش کننده اش که آدم مشکوکی است، نظر ندارم. او آلت دست است. اربابش، به قول معروف با این استمزاج فهمیده که جامعه غیرفعال برای نزول هر مصیبتی آماده است، پس می توان دست به کار شد. این زنگ خطری است که باید از هم اکنون راجع به عواقب خطیر آن هشدار داد .

۲۴ بهمن ۱۴۰۰

13 – 02 – 2022

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید