بنام ایران و ایرانی
مقدمه:
با توجه به شرایط کنونی کشور و در کنار آن وضع مردم سرزمین مادری ما باید قبول کنیم که ایران و ایرانی در مسیری با دو خروجی قرار دارد:
1.گذار از جمهوری اسالمی و تصمیم به تالش در جهت سازندگی وطن و رفاه جامعه
2.فروپاشی ایران و به جا مانده زمینی سوخته و ملتی مضمحل و اسیر اما گذار از جمهوری اسالمی بصورت اتفاقی رخ نخواهد داد و باید برای مقابله با رژیم جهل و جنون برنامه داشت
برنامه ای که با تجربه از مبارزات گذشته و قیام های مردمی همچون 88 و 96 و 98 استوار شده باشد و حلقه ی مفقوده و مکمل این مبارزات را به نحوی که با یک خرد جمعی همسویی داشته باشد در دست اقدام قرار دهیم.
اگر آسیب شناسی کرده باشیم بر کسی پوشیده نیست که برای رسیدن به هر تغییری نیاز به داشتن باور و امید غیر قابله انکار میباشد.
تزریق امید و باور به جامعه ای که مداوم سرکوب شده و درمقابلش رژیمی سرکوبگر و بی رحم قرار گرفته که ابایی به قتل و کشتار مردم ندارد کاری سخت و نیازمند به طرح و برنامه خواهد بود برای رسیدن به این منظور طرح پیشنهادی ارائه میگردد.
برای چیره شدن بر قدرت سرکوب رژیم و رشد امید و باور در جامعه و براوردی واقع گرایانه از تحولات درون کشور نیاز است سه محوری که عامل بقای رژیم بوده را با هم بررسی کنیم:
1.پایگاه اجتماعی 2.انسجام سیاسی 3.انسجام نیروی نظامی وتکیه به نیروی سرکوب)سرنیزه(
1.پایگاه اجتماعی:با یک دید واقع گرایانه اگر به این موضوع نگاه کنیم نمیتوانیم منکر این مطلب شویم که جمهوری اسلامی با تکیه بر جهل مردم و ترویج خرافه و مقدس سازی برای خودش پایگاه توده ای سازماندهی کرده بود و میکند.اما با رشد آگاهی و تاثیرات فضای مجازی در اطلاع رسانی به عامه مردم اوج فروپاشی این پایگاه اجتماعی را در انتصابات 1400 شاهد بودیم و این ستون دیگر برای رژیم قابله تکیه نمی باشد.
2.انسجام سیاسی: رسیددن به شعار اصالح طلب،اصول گرا دیگه تمومه ماجرا انسجام سیاسی را در رژیم بهمریخت و و استدلال افرادی همچون محمد جواد ظزیف را که ما همه در یک کشتی نشسته ایم بهم خورد.همچنین ریزش در نیروی سیاسی که سر سفره ی انقلاب بوده و امروز کارشناس خیلی از شبکه های مخالف حاکمیت هست خود سندی بر از بین رفتنه این انسجام سیاسی است.
3 .انسجام نیروی نظامی وتکیه به نیروی سرکوب)سرنیزه(:اما مورد سوم که عامل اصلی بقای جمهوری اسلامی ادر شرایط کنونی است و باید برای غلبه برآن برنامه و راهبرد داشت.
این روزها البته تحلیلهای مختلفی را در فضای مجازی و رسانه ای میشنویم مثال احتمال انجام کودتا علیه رژیم در درون حاکمیت است..اما اگر کسی باشد که آشنایی با سیستم به قدرت رسیدن افراد در درون نیروهای مسلح را بداند به این گونه طرح ها بصورت محال یا فرض محال نگاه خواهد کرد.اما آن مطلبی که باور پذیر خواهد بود ریزش در نیروهای مسلح هست که از بدنه ی ناراضی این ارگان ها شکل خواهد گرفت .
بستر رشد نارضایتی در بدنه ی نیروهای مسلح جدا از قشر معلم و کارگر و … نیست و نخواهد بود.امروز رهبر خونخوار جمهوری اسالمی مداوم بر این نکته تکیه می کند که ما در کشور هیچ بن بستی نداریم، آیا میدانیم که معنا و مفهوم این کلمه ه مدام خامنه ای آن را انکار میکند چیست؟؟؟
این بن بست اختالف بین دو جناح اصالح طلب و اصول گرا نیست…این بن بست ناشی از اختالف بین بخش ایدئولوژیک حاکمیت و بخش تکنوکرات،بخش فرهنگی،بخش ورزشی جامعه و… میباشد که در هر حکومتی وجود دارد و مسئول رساندن خدمات به جامعه میباشند.
بخش تکنوکرات بیان میکند که با شرایط فعلی توان ارائه خدمات به جامعه را ندارد و بخش ایدئولوگ میخواهد صورت دستوری و فتوایی جامعه را اداره کند و این بن بست نیازهای اولیه زندگیه بشری را هدف قرار گرفته .)بدنه ی این نیروهای نظامی ازاین نیازمستثنا نیست و حتی بدتر و بیشتر ننگ حمایت از این سیستم ضدبشری هم برایش اضافه میشود.( اما صرف گفتار سازماندهی در ریزش نیروهای مسلح هیچ دردی را درمان نمی کند و باید برای آن طرح و برنامه داشت.از این رو طرح پیش قراول های ریزش در نیروی های نظامی به شرح ذیل ارائه می گردد:
1.تعداد 25 تا 50نفرنیروی نظامی) بستگی به سطح پشتیبانی و لجستیک( از افرادی باورمند در گروه های پنج نفره سازماندهی میشوند.
2.تمام این افراد در یک روز مشخص با قرائت یک بیانیه مشخص )بطور مثال پیمان نوین( از رفتن به محل کار امتناع میکنند.
3.یک فرد یا یک جریان سیاسی در خارج از ایران باید سرپل این جریان باشد.
4.سرپل وظیفه دارد که این اقدام را با تمام قدرت رسانه ای کند و با این افراد با نام و نشان حقیقی در رسانه ها و مدیا گفتگو کند.
5.راه های ارتباطی قابله دسترس مخصوصا در شبکه های اجتماعی بین سرپل اجرای این طرح با دگر افرادی که اعالم میل و اشتیاق برای پیوستن به پیش قراوالن دارند باید بطور گسترده رسانه ای شود.
انجام این موارد باال که بصورت کلی بیان شده به ما مبارزین با حکومت جهل و جنون کمک میکند که با یک اقدام میدانی درون ساختار نیروهای مسلح هم بزر امید را در دله دگر مبارزین داخل کشور و خارج کشور زنده خواهد کرد و هم در محافل بین المللی اپوزیسیونی که این توان را داشته جدی گرفته شده و طرف مذاکره قرار خواهد گرفت.ضمن اینکه برای دیگر افراد باقی مانده در درون نیروهای مسلح مکان و ماوایی برای پیوستن معرفی میکند که توانسته عده ای را در این تقابل با نشان عینی سازماندهی و پشتیبانی کند و اعتماد سازی کند.
البته انجام طرح فوق قطعا به تنهایی منجر به انقالب و براندازی نخواهد شد اما بالشک تیر اول به سمت نیروی مسلح نظام)چشم اسفندیار(را خواهد انداخت که این تیر انشقاق بین نیروهامی ملی و مردمی را با نیروهای وابسته را عریان خواهد کرد و این مرز را خط کشی خواهد کرد.
ادامه ارتباط سرپل این طرح با بدنه ی نیروهای مسلح منجر به این خواهد شد که در روز )ر( ساعت )س( بتوان به این افراد برای هدف نهایی فراخوان هایی مستقیم داد.
تمام مواردی که در باال ذکر شد فقط شمای کلی انجام یک طرح هست که بیشتر به ضرورت انجام این اقدام اشاره دارد و جزییات انجام آن که بصورت تخصصی خواهد بود را شامل نمیشود.
انجام پروژه ی مطروحه صرفا جهت پیش قراان هست که باید افرادی باورمند باشند که با علم وآگاهی حضر به حضور در این اقدام شده اند.
اگر با خرد جمعی بنا بر انجام این طرح شد نیاز هست بصورت ریزبینانه تمام موارد بررسی بشود.
به امید موفقیت ایرانی آباد و آزاد

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید