جای آن دارد که ریزد؛ خون ز چشم روزگار؛؛!

⚘در عزایِ کشورِ دارا و خاک مازیار؛؛!
⚘میهنِ بَرزین و خاکِ بَرمَک و مُلکِ قُباد؛؛!
⚘کشور آذرگُشَسب و سرزمین شهریار؛؛!!
⚘پایگاه پاکدینان، مَأمَنِ آزادگان؛؛
⚘سرزمین رستم و جولانگهِ اسفندیار؛؛!!
⚘مسکن ابن مقفع، جایگاه بوعلی؛؛
⚘پرورشگاه سنایی، معرفت را پود و تار؛؛!
⚘مَهدِ بو مسلم، که از شمشیر و از تدبیر او؛؛!
⚘در کف عباسیان آمد زِمام اختیار؛؛!
⚘بیشه‌ی یعقوب لیث، آن شیر میدان‌های جنگ؛؛!
⚘آنکه نامش هست تا پایان عالم استوار؛؛!
⚘زادگاه سربداران؛ کز پِیِ کسب شرف؛؛
⚘از وطن کردند اقوام مغول را تار و مار؛؛!!
⚘یا رب این ایرانِ من؛با آنهمه فَرُّ و شُکوه
⚘یا رب این ایرانِ من؛با آنهمه عز و وقار؛؛!
⚘اینچنین پر بسته و دلخسته و زار و نژند؛؛
⚘اینچنین افسرده و پژمرده و زار و نزار؛؛!
⚘ای زبانم لال، گردد نام فردوسی خفیف؛؛!
⚘ای دو چشمم کور، کُافتد؛ نام حافظ زِاعتِبار؛؛!
⚘شاه مردی رفت و در دنبالش آمد گُندِه دزد؛؛
⚘تاجداری رفت و آمد در پِیَش عمامه دار؛؛!
⚘چکمه پوشی رفت و آمد بعد از آن نعلین پوش؛؛
⚘شهسواری رفت و آمد در پیِ او خر سوار؛؛!
⚘هر طرف دستار می‌بینی رُسَن اندر رُسَن
⚘هر طرف عمامه‌ها یابی قطار اندر قطار؛؛!
⚘اِشکَمِ این لاشخورها؛ کِی بُوَد سیری پذیر؛؛
⚘کِی بُوَد در کار این دَستار بندان بند و بار؛؛!!
⚘در لباس دین؛ولی این عدهء دنیا پرست؛؛
⚘در پیِ تاراج ملت؛بدتر از قوم تتار؛؛!
⚘بهر تقسیم غنائم؛ با هم اندر کِشمَکِش؛؛
⚘بهرِ توزیع مَناصِب؛ با هم اندر گیر و دار؛؛!
⚘نغمه ی وا محنتا گردیده از هر سو بلند
⚘بانگِ واویلا به گوش آید؛ ز هر شهر و دیار؛؛!!
⚘تیربارانهای دائم؛ بر خلاف حُکم شرع؛؛
⚘کُشت و کُشتارِ مداوم ؛عَکسِ اَمرِ کردگار؛؛!!
⚘ابلهی بر ملک خوزستان زَنَد دیوانه وش؛؛
⚘احمقی در خاک کردستان کُشَد دیوانه وار؛؛!!
⚘اینهمه آدمکشی با نام اسلام ای دریغ؛؛
⚘اینهمه غارتگری با نام اسلام ای هوار؛؛!!
⚘نیستند ایرانی اینها؛از عرب هم بدترند؛؛
⚘چون عرب را باشد از فرهنگ ایران افتخار؛؛!!

⚘دوستی هاشان بود با خصم ایرانی عیان؛؛
⚘دشمنی هاشان بود با خلق ایران آشکار؛؛!!
⚘فَرِّ یزدانی خِرد؛بر فرقشان مانند پُتک؛؛
⚘پرچم ایران رود در چشمشان مانند خار؛؛!!
⚘گشته بوعمار و بوهانی و صدها گَند بو؛؛
⚘جانشین بویه و سیبویه و آل زیار؛؛!
⚘ارزش ریش این زمان در دیده بیرون از حساب؛؛
⚘قیمت پشم این زمان در دیده بیرون از شمار؛؛!
⚘بینم آن روزی که آید نوبت مُلا کُشی؛؛
⚘میکند آخوند بی نعلین از هر سو فرار؛؛!!
⚘ابلهان را محفل است این؛ یا بود دارالشیوخ؟!
⚘خبرگان را مجلس است این؛ یا بود بیت الحمار؟!
⚘کسب قدرت میکنند اما برای نَفس خویش؛؛
⚘وضع قانون میکنند اما برای انحصار؛؛!
⚘کی وطن در چنگ این خودکامگان یابد سکون؟!
⚘کی وطن در دست این نابخردان گیرد قرار؟؟!!!
⚘ای که هستی در دیار ما حقیقت را ستون؛؛!
⚘ای که هستی تو در این کشور شریعت را مدار؛؛!
⚘ملت ایرانِ ما چون گوش بر فرمانِ توست؛؛
⚘خلق آذربایجان چون باشدت فرمانگزار؛؛!
⚘دشمنان خلق ایران را ز دور هم بران؛؛
⚘دوستانِ ملک ایران را به گِرد هم بیار؛؛!
⚘نیست باکی گر که جانم را بگیرنداین خسان؛؛
⚘نیست پروایی شود گر پیکرم بالای دار؛؛!!
⚘زانکه من جز نام ایرانی نمیآرم به لب
⚘زانکه من جز بهر ایرانی نمیگویم شعار؛؛!!

🌷 شهریار

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید