هدف هر حزبی بدست گرفتن قدرت است. در جوامع استبدادی احزاب حذف می شوند چون مستبد قدرت بلامنازع می خواهد. در دوران رضاشاه و محمدرضا شاه  فعالیت احزاب ممنوع بود و با تصویب یک قانون هر گونه فعالیتی را ممنوع  اعلام کرده بودند. اما از آنجا که عنوان حکومت مشروطه را یدک می کشیدند، به نمایش احزاب دست نشانده و انتخابات فرمایشی می پرداختند. پس از انقلاب هم گروه های مخالف تحت عنوان گروهکها تار و مار شدند و کم کم خود حکومت پوپولیستی که از هواداری اکثریت مردم برخوردار بود به گروهکی بدل شد و امروز حتا بخشی از خودی ها را که در سیاست خارجی با او هم نظر نیستند می خواهد از خود براند.

در کشورهای دموکراتیک از طریق انتخابات و رسانه های آزاد، احزاب چپ رادیکال یا راست  افراطی که  امکان فعالیت حزبی علنی ندارند در احزاب دیگر عضو می شوند تا در تصمیم گیری ها اثر  بگذارند. برای مثال در کشورهای اروپایی عضو شدن اعضای گروهی که اجازه ی فعالیت ندارند در حزبی که دولت را نمایندگی می کند، امری معمول است اما در کشورهای استبدادی همچون کشور ما این امکان وجود ندارد.

در چنین کشورهایی که تظاهر به دموکراسی می کنند باید شیوه های مبارزه را پیدا کرد. شیوه ای که حزب توده پیدا کرده بود و هنوز هم ادامه می دهد، شیوه ی نفوذ بود. نفوذ در حکومت ، نفوذ در ارتش و حتا نفوذ در احزاب دیگر. این کار را در دوران شاه می کردند،  در دوران جمهوری اسلامی هم ادامه دادند. حزب توده از همان روزهای اول انقلاب ​از جمهوری اسلامی دفاع کرد و حتا اعدام و زندانی کردن و غیرقانونی اعلام کردن این حزب تاثیری در تغییر این خط مشی نگذاشت.

حزب توده در جا انداختن خط ضد آمریکایی و ضد لیبرالیسم اوایل انقلاب موفق بود ولی پس از مدتی که ملایان تجارب بیشتری کسب کردند و تثبیت شدند، خود مستقل عمل کردند. هرچند این  موجب نشد که حزب توده امید خود را به نفوذ در حکومت از دست بدهد.

این شیوه ی نفوذ حزب توده محدود به حکومت نبود بلکه به سایر احزاب نیز افراد نفوذی می فرستاد تا اعضای آنها را جلب کند و متأسفانه این روش را برای بخشی از سازمان های چپ دیگر از جمله چریک های فدایی نیز به ارث گذاشت. احزابی که به  نحوی از سیاست های جمهوری اسلامی  یا یکی از جناح های آن حمایت می کنند برای حکومت مشروعیت درست می کنند.

در اینجا نکته مهم و ظریفی وجود دارد که نمی توان آن را نادیده گرفت و آن هنگامی است که دشمن خارجی از شیوه ی استبدادی حکومت سوء استفاده کرده و خود را مدافع دموکراسی و مردم نشان می دهد و می خواهد به کشور حمله کند . دفاع از کشور و مخالفت با جنگ و صیانت از یکپارچگی کشور و تمامیت ارضی آن وظیفه ی هر ایرانی است و خط کشی با مزدورانی که نقش اپوزیسیون را بازی می کنند امری لازم است اما از آن سو این نباید بهانه ای برای حاکمیت استبدادی باشد که از آن برای محق جلوه دادن خود و کسب مشروعیت استفاده کند بدین منظور وظیفه یک اپوزیسیون واقعی ضمن دفاع از کشور افشای حکومت مستبد است در غیر این صورت تبدیل به یک حربه تبلیغاتی در دست آن خواهد شد.

این حرکت هواداری از یکی از قطب های اصلاح طلب یا اصول گرا ره بجایی نبرده ولی  توانسته به حیثیت و آبروی نفوذی ها آسیب جدی بزند. اشکال این تاکتیک اینست که گروه های هوادار هیچ ابتکاری از خود ندارند و دایم باید رفتار جناح یا دولتی را توجیه کنند که نه پایبند به منافع ملی است و نه به جز حفظ و تحکیم حکومت و منافع الیگارشی خود به چیز دیگری فکر می کند. نفوذی ها بدین ترتیب نه موفقیتی پیدا می کنند که نیرو جذب کنند و نه می توانند در قدرت مشارکت کنند.

در کشورهایی که تظاهر به دموکراسی می کنند ولی استبدادی هستند باید شیوه های مبارزه را برای افشای آنان پیدا کرد برای نمونه در مورد مصدق سخن بسیار است ولی کمتر از شیوه ی مبارزاتی او  یاد می شود.

او در انتخابات دوره ی شانزدهم  قبل از شروع رأی گیری به مردم اعلام کرد که می داند دولت چه کسانی را می خواهد « انتخاب» کند  و پاکتی مهر وموم شده از جیب اش در آورد و گفت حاوی نام این انتخاب شدگان است. وقتی رأی گیری انجام شد، نامه ی مصدق هم  گشوده شد و محتوای آن با اسامی «منتخبین» منطبق بود. چنین شد که مردم بر این تقلب آشکار شوریدند و با مصدق به سوی کاخ شاه روانه شدند که این تظاهرات مسالمت آمیز پایه ای برای اعلام موجودیت جبهه ملی شد.

این حرکت را مقایسه کنید با جنبش سبز که با رهبری بلاهت آمیزش نیروی میلیونی را با تلفات بسیار به هدر داد و  سرانجام هم معلوم شد که ادعایشان در باره ی تقلب دروغ بوده و فقط گزکی به دست آمریکا داد که ایران را تحریم کند.

نتیجه اینکه  سیاست فقط به اراده بستگی ندارد بلکه محتاج دانش بازی در سیاست نیز هست. حمایت های جناحی از حکومت موفقیتی ندارد و  نفوذ در دولت برای تغییر دادن جهت اعمالش نیز خیال خامی است. گروه هایی که براندازند با سیاست حمایت از یک جناح به سود جناح دیگر نمی توانند موافق باشند. اگر می خواهند نتیجه بگیرند باید این بازی های بچگانه را کنار بگذارند.

پنج شنبه – ۵ فروردین ۱۴۰۰

2021-03-25

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید