به بخشی از مطلبی که امروز تقریبا در تمام نشریات حکومت اسلامی عینا و بدون تغییر حتی یک ویرگول منتشر شده توجه کنید:«امیر هوشنگ ابتهاج، یکی از معدود چهره‌های ادبی و فرهنگی که خبر درگذشت او در رسانه‌ها، از روزنامه گرفته تا سایت‌های خبری و تلویزیون سر و صدایی به پا کرد و دیری نگذشت که خبر درگذشت این شاعر به تیتر یک روزنامه‌ها تبدیل شد. اما آیا آنچه که به جایگاه این هنرمند در رسانه قدرت بخشید، ماهیت شخصیت او بود یا چهره‌ی کاریزماتیکش ؟ » و بعد به به و چه چه ها گفتن ها، درمورد بزرگی و با شخصیتی سایه، مو به مو به یک شکل شروع می شود.
همه می دانیم که در بیشتر کشورهای دیکتاتور زده معمولا خبرهای سیاسی، و یا موضوع ها و نام های ممنوع از فیلتر اداره سانسور می گذرد و این سانسور به نوعی و به طور مرتب به رسانه ها خبر داده می شود. اما وقتی آن خبرهای سانسور شده در نشریات مختلف منعکس می شود شکل یکسانی ندارد، یعنی هر کدام از رسانه ها با توجه به ممنوعه ها، خودشان یک طوری خبر را منتشر می کنند.
اما سانسور حکومت اسلامی شباهتی به هیچ نوع سانسوری ندارد. آن ها عین خبر را به رسانه ها می دهند، و رسانه های بیچاره موظف اند که آن را بدون کوچکترین تغییری منتشر کنند؛ این نوع سانسور البته ربطی به خبرهای مذهبی یا سیاسی ندارد؛ بلکه از خبرهای مربوط به سیل و زلزله گرفته تا خبرهای مرگ و میر آدم های سرشناس و تا خبرهای مربوط به کشورهای دیگر و .. و.. نقس کشیدن ها را هم در بر می گیرد.
مسئولین حکومت اسلامی از آنجایی که زیر نظر کسانی اداره می شود، که نه تخصصی دارند، و نه هوش و دانایی، و در عین حال از این می ترسند که حتی یک جمله و یا کلمه به شکلی تغییر کند که با طبع شان سازگار نیست؛ حتی ساده ترین مطالب را به شکل یک اعلامیه به رسانه ها می دهند. و نتیجه این که هر انسان با درک و شعوری در می یابد که دستگاه سانسور حکومتی باز اعلامیه ای همگانی منتشر کرده است. و این روزها این اعلامیه مربوط به شاعری وفات یافته است.
پس از سال ها آزارهایی که حکومت اسلامی بر روشنفکران و نویسندگان و هنرمندان ایرانی غیروابسته (چه در داخل و چه خارج) روا داشته و پس از وادار کردن به سکوت رسانه ها در ارتباط با مرگ بسیاری از هنرمندان و نویسندگان بزرگ و ارزشمند و حتی شکستن سنگ آرامگاه های آن ها به وسیله لباس شخصی ها، اکنون وقتی یک شاعر خوب و سرشناس پیدا کرده که به هر دلیلی به حکومت شان چسبیده بود و یا چند شعر عاشقانه برای رهبرانشان گفته بود. خب حق دارد که همه ی توان خود را به کار گیرد تا ثابت کند که از این شاعر بزرگتر و صاحب کاریزما تر در دنیا پیدا نمی شود.
برای خودشان و خودی هاشان کف می زنند و با افتخار و حیرت می گویند: عجب استقبالی!
 
شکوه میرزادگی
12 آگوست 2022


پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید