این روزها خبرهای بد زیاد است . بدتر از همه پیوستن برخی از ایرانیان به صف «مبارزان آمریکا پناه» است که هوادار سیاست تحریم و بمباران ایران هستند و گذشته از آن جسته و گریخته سخن از عواملی ایرانی میرود که در وطنشان مرتکب ترور و خرابکاری می شوند.

خوب اگر یکی دو مورد بود می شد در یک جامعه 80 میلیونی طبیعیش فرض کرد ولی این رفتار شایع شده است و فقط با دادن لقب خائن به آنها نمی توانیم از این مسأله به سادگی عبور کنیم و بگذریم  . باید دید چرا چنین چیزی در جامعه رخ داده است . چرا ارزش ها به ضد ارزش  بدل شده است ؟

به نظرم آب از سرچشمه آلوده است . این ماجرا از خمینی شروع شد. از آنجا بود که پایه ی اعتماد اجتماعی تخریب شد.

خمینی خود مظهر خیانت و حیله گری ، تقلب و دروغ در مبارزه برای رسیدن به قدرت بود. اگر ماکیاولی امروز زنده بود برای روی جلد کتابش شخصیتی از او بهتر پیدا نمی کرد. خمینی ضمن خودشیفتگی دارای درجه بالایی از بی رحمی و شقاوت هم بود. این را همگی در عمل دیدیم.

مردم ایران با اعتماد به خمینی که مرجع تقلید بود و در سن بالا ی هفتاد سال بسر می برد  و با اعتماد به سخنان صریح او در مورد عدم دخالت در حکومت و قول هایی که در مورد آزادی و رفاه و زندگی بهتر و آزادی های بیشتر اجتماعی و سیاسی، میداد، رهبری او را پذیرفتند و شاه را سرنگون کردند.

امید به اینکه امنیت که سایه ی وحشت و خوف ساواک نخواهد بود، امید به اینکه از فساد های رایج دوری خواهد شد . قصه های عدل علی و روایت هایی از برابری و عدالت که سالیان به گوش ملت خوانده بودند نیز در جای خود مؤثر افتاد.

این اعتماد از روزهای نخستین خدشه دار شد . به جای امنیت هرج و مرج حاکم گردید. به جای ساواک ده ها سازمان جاسوسی و خبرچینی درست شد. اگر قبلاً ناسزا به شاه جرم  سه چهار ماه داشت حالا همه ی آیت الله ها و عمامه به سرها مقدس تلقی  می شوند.

رهبر انقلاب دروغ گفت رهبران سیاسی بعدی هم لافزن درآمدند و همه ی رؤسای جمهوری بنا به اظهار خود رژیم یا دغل بودند و در خط امام نبودند یا سرشان یکجایی بند بود. خوب این حوادث مردم را به فکر وامی دارد این از نخبگان کشور و مؤمنان مورد اعتماد که همه توزرد از آب در آمدند . حال من چگونه به فلان متصدی امور اعتماد کنم که راست می گوید ؟ به ویژه آنکه هر روز هم یکی دزد و یکی اختلاسگر درمیاید.

رژیم هر روز ما را در هر موقعیتی کنترل می کند. از خورد و خوراک تا لباس و حجاب و موسیقی، حتا توسط  دوربین های مداربسته در خیابان و ادارات و اینترنت و تلفن. ولی من که هیچ حقی در این کشور ندارم . من که سهمی در این حکومت ندارم . من کیستم ؟ این حکومت که هویت ملی ام ، ایرانی بودنم را قبول ندارد. پس من  از چه چیزی باید دفاع کنم ؟ از امت اسلامی ؟ از این بخو بریده هایی که فقط یک جای مهر به پیشانی و یک قبضه ریش دارند.  در این دنیای بی در و پیکر کسی به فکر رفاه من و امثال من نیست پس من این ذلت و گرسنگی را برای چه بکشم ؟

چرا اینقدر خائن داریم ؟

دنیای بی اعتمادی دنیای پرمخاطره و بی فردایی است . هراس از فردا های بدتر انسان را وادار به هر کاری می کند. چون در این 43 سال یک آب خوش از گلوی مردم پایین نرفته؛ جنگ هشت ساله و تهدید جنگ از جانب آمریکا و اسراییل. از مرحله ی کوپنی در آمدیم به مرحله تحریم های همه جانبه وارد شدیم . عزیز کرده هایی که آقازاده لقب گرفته اند بر سر سفره ی انقلاب نشسته اند و مشغول عیش و نوشند و با ریاکاری خود را کرایه نشین و ندار معرفی می کنند.  مردمی که  در مزبله باید دنبال نان بگردند از چه چیزی باید دفاع کنند وقتی که هیأت حاکمه ی کشور از این قماشند.

وقتی شما در هیچ موردی نمی توانید با قاطعیت یا قطعیت صحبت کنید، اعتماد کلمه ای پوچ می شود. هر روز شاهد هستید بانک ها همه تقلبی و به افراد سفارش شده بدون ضمانت پول می دهند و پوست مردم نادار را می کنند  و بعد اعلام ورشکستگی می کنند . می خواهی بگویی بانک ملی مطمئن ترین بانک است فردایش  صندوق امانات بانک ملی را مثل آب خوردن می زنند. حکومتی که به مردم خیانت می کند و از خیانتکاران حمایت می کند خیانت پرور است . مشوق خیانت را باید در اینجا جست.

حکومتی که به مردم اعتماد کند می تواند اعتماد مردم را جلب کند. حکومت خود از مردم هراسان است و با «النصر من الرعب» حکومت می کند. در این حکومت اعتماد معنا ندارد. اینهمه کنترل دلیل بی اعتمادی رژیم به مردم است و مردم چرا باید به رژیمی که اینهمه به آنان بی اعتماد است اعتماد کنند؟

ملتی که از جان و مال خود گذشتند و با دادن خونها و قربانی های بسیار  رژیم شاهی را سرنگون کردند و ملایان را از بیغوله ها در آوردند و بر تخت نشاندند چه محبتی از آنها دیدند؟ به که و به چه امید ببندند؟

آنچه که عرض کردم امیدوارم تعبیر به حمایت از خیانتکاران نشود . خائن به منافع ملی در هر کشوری کم و زیاد پیدا می شود. آنچه که ایران را نگهداشته  وجود وطنخواهانی بوده است که همواره از ایران پاسداری کرده اند ولی این وضعیت در ایران غیرعادی است و حاکی از آن است که مردم از این رژیم نومید شده و اعتماد خود را از دست داده اند . این وظیفه کارشناسان است که موضوع را بهتر بشکافند. مشهور است که می گویند دانشمندان علوم سیاسی اعتماد را چسبی می دانند که جامعه و سیستم رفاهی آن را در کنار هم نگه می دارد . ظواهر امر در جامعه ما امروز عکس آن را نشان می دهد و ممکن است من خطا کرده باشم . چنین چیزی بارها در تاریخ تکرار شده و بی اعتمادی رژیم های بسیاری را سرنگون کرده است .

دوشنبه – ۲۳ خرداد ۱۴۰۱

2022-06-13

​​

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید