شکاف سیاست دولت بایدن و کشورهای عربی به ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس به اندازه ای عمیق است که می تواند ده ها سال بطول بیانجامد، تا آسیب های وارده به منافع آمریکا در خاورمیانه ارزیابی و ترمیم شود.

سیاست استراتژیک آمریکا در خاورمیانه، پس از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، همچنان با مشگل روبرو است و پیچیده تر و عمیقتر گردیده است. در سال ۱۳۵۷ دانشجویان پیرو خط امام از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و ۵۲ دیپلمات آمریکایی را به گروگان گرفتند که باعث شد آقای جیمی کارتر در انتخابات دور دوم شکست بخورد. پشت پا زدن آقای کارتر به دوست جهان غرب، محمدرضا شاه پهلوی، و ایجاد موج انقلابی در ایران،  آینده سیاسی آقای کارتر را هم باخود برد. از آن پس دانشجویان پیرو خط امام خود را در سازمانی انسجام کردند که به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شناخته شد. دو سال بعد در سال ۱۳۵۹ هواداران رژیم در لبنان به پادگانی که سربازان آمریکایی را در خود جای داده بود حمله ور شدند و ۳۰۷ نفر آمریکایی که ۲۱۴ نفر از انها   نظامی  بودند را کشتند. در سال ۱۳۷۵ سپاه پاسداران و حزب الله لبنان به مکان آمریکائیان در الخُبر، واقع در جنوب عربستان سعودی، حمله کردند  و تعداد زیادی را کشته و مجروح کردند.

در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ القاعده به برجهای دوقلوی تجاری شهر نیویورک حمله کرد  و بیش از ۲۳۰۰ نفر مردم بیگناه را کشت. رئیس جمهور وقت آمریکا آقای جورج بوش-پسر ، کشورهای ایران، عراق و افغانستان را محور شرارت قلمداد کرد و با تصویب کنگره و سنای آمریکا در سال ۲۰۰۱ میلادی کشور افغانسان را تسخیر نمود و دولت طالبان در افغانستان را از قدرت ساقط کرد و طالبان و القاعده را از افغانستان رانده و انها را به کشورهای پاکستان و دیگر کشورها مانند یمن و عراق فراری دادند. آمریکا در سال ۲۰۰۳ میلادی با ائتلافی جهانی کشور عراق را اشغال نمود و حکومتی دست نشانده مورد تائید  جمهوری اسلامی ایران را  به مردم عراق تحمیل کرد. سپاه پاسداران ایران از فرصت استفاده کرده و گروه های نیابتی در عراق  را سازمان دهی کردند. گروه های شبه نظامی در عراق بسیاری از نظامیان و غیرنظامیان آمریکایی را با حملات موشکی و بمب های کنار جاده ای کشتند. دراین موارد میتوان بسیار نوشت ولی از حوصله این مقاله خارج است. لازم به یادآوری است آمریکا با سیاستگزاری های غیر معقول هرگز نتوانست اداره دو کشور افغانستان و عراق را تحت کنترل درآورد. دولت های تحمیلی و فساد در سیستم و ادارات دولتی، اجازه نداد دولتی برخاسته از مردم در این کشورها برقرار شود. حملات ایزایی طالبان در افغانستان و شبه نظامیان نیابتی رژیم اسلامی در عراق بر علیه نظامیان آمریکا باعث شد تا سیاستگزاران آمریکا با طالبان و دولت عراق برای خروج نظامیان آمریکایی از افغانستان و عراق وارد مذاکره شوند.

در سال ۲۰۲۱ میلادی آمریکا نیروهای نظامی خود از افغانستان را بدون برنامه ریزی صحیح خارج کرد و کشور افغانستان را پس از ۲۰ سال  دوباره به طالبان واگذار کرد. در عراق وضعیت بهتر از افغانستان نیست. نیروهای نیابتی رژیم در تمام شئون دولتی عراق نفوذ کرده اند بطوری که ۶ ماه از انتخابات اخیر عراق میگذرد ولی عراق هنوز نتوانسته رئیس جمهوری برابر با قانون اساسی انتخاب کند تا دولتی در عراق برقرار شود.!

افزون بر این تجربیات، پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال ۲۰۲۰ میلادی، آقای بایدن بلافاصله با دستور اجرایی حوثی های یمن را ازلیست تروریست های جهانی خارج کرد!. این درحالی بود که حوثی های یمن با کمک رژیم اسلامی ایران دولت قانونی یمن را ساقط کرده و به اکثر شهرهای یمن از جمله پایتخت یمن صنعا تسلط پیدا کرده بودند. همزمان آقای بایدن پشتیبانی آمریکا از آئتلاف عربستان سعودی که با حوثی میجنگد، تا حکومت قانونی ربه منصور به یمن برگردد، را هم متوقف کرد. اکنون حوثی های یمن با کمک و مشاورت نیروی قدس سپاه، با موشک و پهپاد دریافتی از سپاه پاسداران تأسیسات نفتی عربسان سعودی را مورد حمله قرار میدهد و سیاستگزارن آمریکا تنها به محکوم کردن برخی از این حملات بسنده کرده اند. سیاستگزارن ایالات متحده آمریکا با اقدامات نا بخردانه خود منافع آمریکا در خاورمیانه را از دست داده اند. دولت های عربی حاشیه خلیح فارس به پشتیبان سنتی  امریکا از خود دیگر اعتمادی ندارند. این بی اعتمادی از اینجا مشخص است که پس از حمله روسیه به اوکراین و برقراری تحریم های تنبیهی جهان غرب علیه روسیه، از جمله قطع نفت و گاز روسیه به اروپا، آقای بایدن دست بدامان کشورهای عربی شد تا این کمبود را جبران کنند. پاسخ به این درخواست طبیعتاً منفی بود!.

دیگر آنکه آقای ترامپ در سال ۲۰۱۸ میلادی آمریکا را از توافق اتمی برجام خارج کرد و تحریمهای شدیدی بر رژیم اسلامی ایران اعمال کرد. علت این تحریم ها عدم رعایت مفاد برجام و قطعنامه تسلیحاتی ۲۲۳۱ شورای امنیت اعلام گردید. ولی آقای بایدن بدون توجه به منافع آمریکا بدنبال برگشت آمریکا به تعهد برجام است! رژیم اسلامی غنی سازی اورانیوم با غلظت بالا برای دستیابی به بمب اتمی را ادامه داده و برای برگشت به میز مذاکراه خواستار برداشته شدن تمام تحریم های امریکا شده است. کشورهای اروپایی همگام با آمریکا بدنبال راه کاری برای برگشت رژیم به برجام هستند. رژیم اسلامی برای تقویت بودجه شبه نظامیان نیابتی خود در خاورمیانه به پولهای بلوکه شده نیاز دارد و میخواهد بنحوی مذاکرات اتمی در وین به تتیجه برسد تا تحریمها برداشته و پولهای بلوکه شده ایران آزاد شود.

لازم به یادآوری است درچند دهه گذشته رژیم اسلامی ایران تجربه لازم برای دورزدن تحریمها را بدست اورده، بودجه لازم برای اداره کشور را از راه قاچاق نفت و گاز و فراورده های پتروشیمی تأمین نموده و عجله ای برای برگشت به برجام ندارد. افزون بر این بدلیل وابستگی شدید رژیم اسلامی ایران به روسیه و حمله روسیه به اوکراین، پوتین به خامنه ای اجازه نمیدهد متن مورد توافق طرفین را امضاء کند. مذاکره کنندگان ایران پس اقدامات لازم برای تصمیم نهایی به تهران باز گشتند تا با جواب مثبت به وین بازگردند. گفته میشود علی باقری سرپرست تیم مذاکره ایران از عدم تصمیم گیری بسیار عصبانی است و در منزل خود نشسته و به خبرنگاران گفته است تا آقا نصمیم نگرفته از دست او کاری ساخته نیست!. بارها از طرف کشورهای اروپایی طرف مذاکره اعلام شده متن توافق آماده امضا است، اما روسیه مانع امضا قرارداد بوده است. أخرین درخواست روسیه آن بود که تحریم های تنبیهی جهان غرب برعلیه روسیه شامل تجارت، سرمایه گزاری تجاری و امنیتی روسیه در ایران نشود. میتوان گمانه زد علت جلوگیری روسیه از توافق برجام، جلوگیری از ورود  نفت و گاز ایران به بازار جهانی باشد که میتواند مقداری از کمبود نفت و گاز روسیه به اروپا را جبران کند. افزون بر این وزیر نفت رژیم اسلامی اعلام داشته صادرات نفت ایران به سقف صادرات قبل از تحریم ها رسیده است. در این رابطه مؤسسه «تراک پرسیا» مقاله ای را بچاپ رسانده که رژیم ایران قراردادی بکلی سری، با طرف قراردادی بکلی نامعلوم بنام اوانگارد، در تاریخ ۱۵ ماه مارس ۲۰۲۲، برای صادرات نفت از منطقه پارس جنوبی را بمدت ۲۰ سال منعقد کرده است (۱).

همچنین برابر با گزارشاتی از داخل ایران، جناحی از سپاه پاسداران و بیت رهبری منافع خود را در تحریمها میدانند و علاقه ای به برداشته شدن تحریمها ندارند. نفت و گاز ایران را بطور قاچاق میفروشند و پورسانتاژ آن را به جیب میزنند. عده ای هم بنام مافیای تجاری رژیم در کشور مشغولند که برایشان فرقی ندارد برجام امضاء شود یا نشود. خامنه ای هم تحت نفوذ  این گروه ها مردد و سردرگم است و نمیتواند تصمیم قاطع اتخاذ کند، بخصوص که خود را بطور کامل در اختیار پوتین قرار داده و تنها به او گوش فرا داده و اطاعت میکند.

نتیجه اینکه اشتباه تاریخی آمریکا و جهان سرمایه داری در سال ۱۳۵۷، بدون توجه به منافع درازمدت، آیت الله خمینی را به دوست جهان غرب محمدرضا شاه پهلوی ترجیح دادند. باعث تأسف است که راه کارهای ارایه شده برای جبران این اشتباه بزرگ تاریخی تاکنون موفق نبوده و سرانجامی نداشته است. آمریکا نه تنها منافع خود در خاورمیانه را از دست داده بلکه دوستان سنتی خود را هم از خود دور کرده است. با اطمینان میتوان گفت حمله روسیه به اوکراین نیز نتیجه سیاستگزاریهای غلط آمریکا و جهان غرب در خاورمیانه است.

ناخدا محمد فارسی

۲ آوریل ۲۰۲۲

(1) – https://www.trackpersia.com/irans-secret-oil-contracts-with-devastating-impact-on-the-next-generation/

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید