برخی برای کلاهبرداری آفریده شده اند. این نقش آفرینان ریاکار که به دلیل جاه طلبی و برای رسیدن به شهرت، مقام و مال و منال حاضرند همه چیز را زیر پا بگذارند تا بلکه یکشبه به همه چیز دست پیدا کنند، در لجنزار جمهوری اسلامی رشد فراوانی پیدا کرده اند و  بدتر اینکه تعداد این خود فروختگان، به ویژه در میان تجزیه طلبان، رو به فزونی است.

شخصی بنام محمودعلی چهرگانی در نقش یک معلم حزب اللهی شاگردان غیر مذهبی را تنبیه می کند و در میان مذهبی ها شهرتی بهم می رساند و در انتخابات پارلمانی 1375 از تبریز کاندیدا می شود ولی رد صلاحیت می گردد. در این میان ممنوع الخروج می شود ولی در سال 1380 (2002) ممنوعیت سفر وی لغو می شود و به او اجازه خروج داده می شود. وی در ترکیه  از  ایالات متحده درخواست پناهندگی می کند و اکنون مقیم آمریکا و از زمان جرج بوش پسر مورد حمایت دولت این کشور است.

چهرگانی در همین سال یعنی 2002 به  استکهلم  آمد. از چگونگی آمدنش چیزی نمی دانم ولی همین قدر می دانم که با ارتباطی که با انجمن های جدایی طلب داشت در یک برنامه رادیویی  «رادیو همبستگی» شرکت کرد که از من هم به عنوان مخالف نظرات جدایی طلبان دعوت شده بود. روشن است که بین ما بحث درگرفت.

وی قبلاً با رادیو فارسی محلی سوئد بنام پژواک مصاحبه کرده بود و ضمن طرح  خواست های قومی گفته بود که به تمامیت ارضی ایران پایبند است، ولی همزمان با یک روزنامه سوئدی بنام SD نیز مصاحبه کرده بود و صحبت از وصل کردن آذربایجان جنوبی و شمالی کرده بود،  یعنی در کمال وقاحت به هر زبان حرفی زده بود.

برای رو کردن دستش ناچار شدم پشت میکروفون رادیو متن سوئدی روزنامه را بخوانم و ریاکاری و تقلب او را آشکار کنم که باعث شد بحث تند شود. به هر حال وی بعدها مرز وقاحت را درنوردید و صریحاً اعتراف کرد که  اگر صحبت از تمامیت ارضی می کند همزمان فدرالیسم را هم در نظر دارد و فدرالیسم را مقدمۀ تجزیه می داند. به همین راحتی !

تفصیل را از این جهت آوردم که هر از گاهی خود او و دیگران از آن مصاحبه رادیویی با حضور من در نشریات و سایت های مختلف به صورت مغشوش  یاد می کنند، بدون اینکه ذکر کنند که من  برای مخالفت با خواست های این شخص و همراهان او  شرکت کرده بودم و  بی اینکه اشاره ای به محتوای سخنان من بنمایند. از آنجا که شنوندگان بسیاری مستمع آن گفتگو بوده اند و نوار هم قاعدتاً نزد رادیو همبستگی محفوظ است، جایی برای انکار نیست ولی از این قبیل مردم هر کاری برمی آید.

حال که مسئله را مطرح کردم بد نیست برای آن که بدانید که حمایت دولت های آمریکا و ترکیه از این شخص از چه روست و بهتر با نظرات وی آشنا شوید. سیاست آمریکا که در مورد تمامیت ارضی ایران روشن است و این کشور ازهرتجزیه طلبی حمایت می کند. موضع ترکیه هم در قبال ترک زبانان بر همه معلوم است. چندی پیش گوناز تی وی به وی میدان داد تا ادعا کند که حتی استان‌هایی که اکثریت آذری ندارند، مانند قزوین، تهران، استان مرکزی و بخش‌هایی از گیلان و کردستان را بخشی از خاک آذربایجان می‌داند! باقی که جای خود دارد.

وی از کاربرد الفاظ زشت و رکیک علیه دیگران ابایی ندارد، الفاظی که از ذکر آنها خودداری می کنم. او و گروهی از همفکرانش با نوشتن نامه‌ای به خاتمی رئیس جمهور وقت، از وی خواستند که مهاجرت کُردها از دیگر مناطق ایران به آذربایجان را محدود کند. آنها در نامۀ خود کردهای آذربایجان غربی را مهمان ناخواندۀ!؟ آذربایجانی‌ها خواندند. این شخص همچنین از یورش ترکیه به شمال عراق حمایت کرده و موصل و کرکوک را سرزمین‌های باستانی تُرک‌ها که تحت اشغال کُردها است می داند.

این قبیل نفرت پراکنان با استفاده از بلبشوی فکری و سیاسی که در بین ایرانیان حاکم است، در خدمت به اربابان خود از هیچ نادرستی فرگذار نمی کنند و گفتار های پریشان و بدخواهانه ی خود را از هر جایگاهی در همه جا می پراکنند. در این میان هم سیاست های نادرست و بی در و پیکر حکومت اسلامی به آنها مدد می رساند و هم پشتیبانی دول دور و نزدیک بدان ها یاری می کند. متأسفانه در این میان دست ایران دوستان که دغدغۀ حفظ وطن دارند، از وسایل سخن پراکنی کوتاه است و ناچارند که با امکانات قلیل خویش بسازند تا کمبود وسایل را با افزودن بر کوشش های خود جبران سازند. ولی همه بدانند که علاقۀ ما به ایران، بزرگتر از موانعی است که بر سر راهمان می تراشند و بر همۀ این ها فائق خواهیم آمد.

۲۳ فروردین ۱۴۰۱

12 April 202

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید