نظام سرمایه داری جهانی از بقدرت رسیدن  آزادیخواهان و دولت های ملی در کشورهای درحال توسعه به ویژه خاورمیانه واهمه دارد.
 
نمونه گویا: گفت و گوهای دراز مدت آمریکا و طالبان در قطر، به سرپرستی ‌ذلمان خلیلزاد، بی شک به توافق های دوسویه ای منجر شد. آمریکا قبول کرد پس از خروج از خاک افغانستان قدرت را در اختیار طالبان قرار دهد، و جنگ افزارهای خود را برای حکومت طالبان باقی گذارد.
 
از این  رو طالبان مدتی پیش از خروج ارتش آمریکا برای در دست گرفتن قدرت و کنترل افغانستان خود را  آماده کرده بود. این علارغم آن بود که نیروهای  آزادی خواه به رهبری دکتر عبدالله عبدالله همراه با ارتش آموزش دیده توسط آمریکا قادر بودند خلأ قدرت در افغانستان را پر کنند. افزون براین ازجمله توافق های قطر، این بود که  طالبان با آمدن نیروهای داعش  به افغانستان مخالف نکند، ولی از فعالیت القاعده جلو گیری نمایند!. اگر چه این بسیار غیرعادی بنظر میرسد، ولی یکی از سردمداران  طالبان پس از رسیدن به قدرت  به این بند توافق بین آمریکا و طالبان اعتراف کرد. در این راستا علی خامنه ای بجای یاری رساندن به مردم آزادی خواه که به دره پنجشیر پناه برده بودند از طالبان حمایت کرد که شیعیان را مرتد و خونشان را حلال میداند!.
 
اینگونه رفتار سیاسی را آمریکا از دیرزمان درخاورمینه و بویژه کشور ایران پیگیر بوده است از جمله مداخله آمریکا و سرنگونی دولت ملی دکتر محمد مصدق در سال ۱۹۵۳ میلادی. نمونه بارز دیگر نگرانی جهان غرب بویژه آمریکا از بقدرت رسیدن نیروهای چپ وابسته به روسیه شوروی در آن هنگام بود. با توجه به فروپاشی روسیه شوروی در سال ۱۹۹۱ میلادی نگرانی جهان غرب از اشاعه نیروهای چب کماکان باقی مانده است. بنظر میرسد اصل حاکم بر سیاست راهبردی  نظام سرمایه داری جهانی بر این استوار است که نظام های ملی و دمکرات بدلیل استبدادی نبودن نمی توانند مانع  از بقدرت رسیدن چپ وابسته به دنیای کمونیست شوند.
 
سیاستی که ائتلاف آمریکا در افغانستان اعمال کرد بسیار شباهت به سیاست آمریکا در سال ۱۳۵۷ ایران است. در سال ۱۳۵۷ تصور کلی بر این بود که  جبهه ملی دولت را تشکیل خواهد داد. اما، رئیس جمهور وقت آمریکا آقای کارتر مانع  از بقدرت رسیدن جبهه ملی ایران شد و شتاب  زده  ورود خمینی و انقلاب اسلامی در ایران را مورد تأیید قرار داد. جهان سرمایه داری استقرار یک  نظام مردم سالار در ایران را برنخواهد تابید، زیرا تصور برآن است دفاع از منافع ملی و برقراری دمکراسی، راه را برای بقدرت رسیدن نیروهای چپ وابسته به روسیه را در دراز مدت هموار خواهد نمود.
 
سیاست آمریکا در ‌دوران  ریاست جمهوری کارتر براین بود که پس از بردن شاه قدرت در اختیار خمینی و روحانیت  مذهبی قرار گیرد تا هر گونه تلاش برای بقدرت رسیدن نیروهای چپ را سرکوب کند. ولی، نقطه مشترک میان استعمار نو و تفکر مذهبی، ضدیت با ملی گرایی و روی کار آمدن نیروهای ملی نیز میباشد. بنابراین بی دلیل نبود بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران خمینی طی فتوایی نیروهای ملی و مصدقی را مرتد اعلام کرد.
 
هدف دراز مدت استعمار نو بعد از بقدرت رساندن طالبان و تقویت آن با آدم کشان داعشی و در اختیار گذاردن جنگ افزار های آمریکا به آنها، نفوذ  به کشورهای همسایه افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکمنستان  به ویژه ایران و بهم ریختن  اوضاع سیاسی و اجتماعی این کشور ها بوده است.
 
علی خامنه ای شعور و بینش  سیاسی ندارد تا برنامه ریزی های آمریکا و همپیمانش، جهان سرمایه داری، را درک کند، و بداند با روی کار آمدن طالبان، از هم پاشیده شدن ارتش افغانستان و نیروی ازادی خواه افغانستان، سیل مردم بی دفاع افغانستان روانه ایران خواهد شد!. افزون بر دشواری های سیل پناهندگان به ایران، خطر نفوذ عوامل  تروریستی پنهان در بین پناهنگان نیز وجود دارد.
 
جبهه ملی ایران بی کفایتی و بی لیاقتی علی خامنه ای و عمالش در حلّ مشکلات مردم ایران، برآمده از روی کارامدن طالبان و داعش در مرزهای شرقی کشور، را بشدت محکوم میکند، و امیدوار است مردم به پا خاسته ایران از طریق مقاومت مدنی با اعتراضات و اعتصابات سراسری خود را از زیر یوق مذهبیون جنایتکاری مانند علی خامنه ای رها سازند.
 
جبهه ملی ایران خارج از کشور
هشتم اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۱  خورشیدی
برابر با بیست و هشتم  ماه آوریل ۲۰۲۲ میلادی

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید