بيانيه صدها تن از فعالين اجتماعی ، دانشگاهيان، متخصصين، وکلا، روزنامه نگاران و هنرمندان ايرانی در خارج از کشور در دفاع از تحريم انتخابات ١۴٠٠ ِن در بيش از چهار دهه، رژيم استبدادی ولاي ِت فقيه از طريق برگ زاری نمايشی تحت عنوا «انتخابات»، که همواره با ِن تقلبهای مکرر همراه بوده است ، مردم ايران را به پای صندوقهای رای کشانده تا از ميان دستگاه فقاهتی برگزيدگا ، بين ِن بد و بدتر را انتخاب کنند. مردم نيز در غياب يک جمهوري ِت دموکراتيک، نبود آزادیهای سياسی، نبوِد شرکت امکا نمايندگان واقعی خود در انتخابات، از تر ِس خرابتر شدن اوضاع، به کانديداهايی که کم تر مورد تائيِد خامنهای و دستگاِه ولايی بوده، رای داده اند. در طول اين سالها هر دو جناح ، چه آنها که خود را «اصلاح طلب» میخوانند، و يا بهعنوان «أصولگرا»، شناخته شده و چپاو ِل سراسری، به هدر دادن ثروتهای اند در تمامی فاجعههايی که برمردم ايران گذشته مشارکت داشتهاند؛ از فساد ملی در کمک به جريانهای واپسگرای اسلامی در منطقه گرفته، تا پیگير ِی سياستهای فاجعه آمي ِز اتمی، سرکوب تمامی جريانهای سياس ِی غيرخودی، تحميل سياستهای زنستيزانه، در بند کشيد ِن فعالان سياسی و مدنی، تحقير و سرکو ِب اقليتهای قومی، مذهبی و جنسی و جنسيتی، سرکوب جنبشهای کارگری و دانشجويی، نابودسازی محيط زيست، به ِی مخاطره انداختن يکپارچگی کشور، بی محض در مقابله با ويرو ِس کرونا، و… کفايت ِن رژيم فقاهتی آن خيزش بزرگ وخود جوش مردم ايران در سراسر کشور در دی ماه ٩۶ و آبان ماه ٩٨ ،که سپاه پاسدارا را وحشيانه سرکوب کرد، با گوياترين شعا ِر «اصلاح طلب، أصولگرا ديگه تمامه ماجرا» اعلام کرد که ديگر فريب اين تقسيم بندیهای دروغين رژيم اسلامی و طرفداران فرصت طلب آنها در داخل و خارج از کشور را نخواهند خورد. ما امضاء کنندگان زير همراه با مبارزات مردم ايران، از خواس ِت تحريم انتخابات رياس ت جمهوری حمايت میکنيم. رژيم جمهوری اسلامی در اين سالهای طولانی نشان داده که امکان اصلاح از درون را ندارد. تنها م بارزه قاطعانه و سراسری مردم ايران است که خواهد توانست، اين نظام را با يک جمهور ِی دموکراتي ِک سکولار و ترقی خواه جايگزين نمايد.

 

امضاء کنندگان به ترتيب حروف الفبا (نام و نام خانوادگی، حرف ه يا فعاليت، کشور محل اقامت)

مهرداد آريا نژاد، کنشگر اجتماعی، کانادا – عباس آزادگان، دکتر روانشناس، کانادا – محمد آل احمد، مهندس مکانيک بازنشسته ، کنشگر – سياسی، آمريکا – عليرضا آهن چين، دکتر، کانادا – باقر ابراهيم زاده، فعال سياسئ و زندانئ سياسئ سابق، آلمان – مهدی ابراهيم زاده، فعال و تحليل گر سياسی، آلمان – تورج اتابکی، استاد بازنشسته تاريخ اجتماعی خاور ميانه و آسيای مرکزی، دانشگاه ليدن، هلند – حميد احمدی، ناخدای سابق نيروی دريايی ايران، آلمان – شيرين احمدی سروستانی، شاعر، پناهجو، ترکيه – عليرضا اخوان، کنشگر اجتماعی، کانادا – بابک اديبيان، کارشناس سازمان و طبقه بندی مشاغل، امريکا – افشين افشين جم، پژوهشگر و آناليست حقوق بشر، کانادا – رضا افشاری، استاد بازنشسته تاريخ، دانشگاه ِچيس، امريکا – محمد اعظمی، فعال سياسی، فرانس ه – محمد اقتداری، اقتصاد دان، امريکا خسرو اکبری، متخصص هوش مصنوعی، کانادا – فريد اشکان، فعال سياسی، امريکا – اردوان ارشاد، فعال سياسی، آلمان – حسن اعتمادی، – روزنامه نگار، فعال سياسی و برنامه ساز تلويزيونی، سوئد – اسفنديار اسلامئ، بازرگان، ايتاليا – مريم اعتمادی، کنشگر حقوق بشر و حقوق زنان، سوئد – بيژن افتخاری، فعال سياسی، اتريش – الهه امانی، دايرکتور تکنولوژی آموزشی در دانشگاه ايالتی کاليفرنيا، آمريکا – نسرين الماسی، روزنامه نگار، کانادا – کورش امينی، پزشک، کانادا – مهدی امينی، فعال سياسی، آمريکا – مريم اهری، فعال بشر و حقوق زنان، امريکا – مينا انتظاری، زندانی سياسی سابق، فعال حقوق بشر، امريکا – جلال ايجادی، جامعه شناس، استاد دانشگاه، فرانسه – شهناز بابائئ، بازنشسته، کانادا – فريدون بابائی، پزشک متخصص آسيب شناسی، کانادا – شهريار بخشی، مترجم اداره مهاجرت، کانادا – وحيد بديعی، روزنامه نگار، امريکا – رضا بديعی، فعال آزاديخواه، آمريکا – مهران براتی، کارشناس روابط بين الملل، آلمان – محمد برزنجه، کانادا – شريفه بنئ هاشمئ، بازيگر تئاتر و نويسنده، آلمان – بهرام بهرامی، نويسنده، کانادا – هاني ه بهمن پور، حقوق دان وکيل حقوق بشر، کانادا – فرامرز پاکزاد، فعال سياسی، امريکا – بهروز بيات، کارشناس هسته ای و فيزيک دان ، اتريش – ميثاق پارسا، استاد جامعه شناسی، کالج دارتموت، امريکا – کوروش پارسا، استراتژيست تحقيق و اختراع ، مدير تحقيق در زمين ه مخابرات بی سيم نسل پنجم، امريکا – سهيل پارسا، مدير هنری تاتر مدرن تايمز، کانادا – مهشيد پگاهی، فعال زنان و حقوق بشر، آلمان – احمد پوری، فعال سياسی، مدافع حقوق پناهندگی و مسئول سازمان پناهندگی پرايم، هلند. – ژاله پير نظر، استاد زبان و ادبيات فارسی، کاليفرنيا، امريکا – بيژن پيرزاده، مهندس ساختان، فعال حقوق بشر، امريکا – شهرام تابع محمدی، استاد مهندسی شيمی، دانشگاه تورنتو، کانادا – محمد تاج دولتی، ژورناليست، کانادا – سياوش تاجوند، کانادا – محمد تجلی، کنشگر اجتماعی، کانادا – محمود تجلی مهر، متخصص مخابرات ، آلمان – محمد ترابی، استاد سابق دانشگاه صنعتی شريف و دانشگاه کاليفرنيا، امريکا – بيژن جرجانی، فعال اجتماعی، امريکا – محمود جعفری، حسابدار، هلند – رشيد جمال الدين، پژوهشگر آسيب های اجتماعی، امريکا – ميهن جزنی (قريشی)، کنشگر سياسی، فرانسه – مهدی جمشيدی، حسابدار، امريکا – ٰاعظم جنگروی، فعال حقوق زنان، “دختران خيابان انقلاب”، کانادا – رضا جوادئ، راننده تاکسی، کنشگر حقوق بشر، آلمان رامين جهانبگلو، استاد، معاون دانشکده حقوق و رئيس مرکز صلح گاندی، دانشگاه گلوبال جيندال، هند – سعيد چوبک، انتشارات بامداد، کانادا – – بابک حاتميان، مهندس الکترونيک، امريکا – شرمين حسنيانی، شعبه تورونتو جامعه سازمان ملل، کانادا – مينو حقيقی، فعال حقوق بشر، آلمان – مهرداد حريری، کنشگر اجتماعی، کانادا – محسن حميديان، مديريت شرکت حمل و نقل، کانادا – عباس حيدری، سازمان خانه ايران، تورونتو، کانادا – شهين حيدری، فعال حقوق يشر، آمريکا – فرخ حيدری، زندانی سياسی سابق، فعال حقوق بشر، امريکا – امير خدير، پزشک، عضو سابق مجلس ايالتی ُک ِبک، کانادا – هوزان خالديان، کاريکاتوريست، پناهجو، آلمان – ولی خديوی، دکتر دندانپزشک، کانادا – دريا خدير، آرشيتکت، کانادا – فريدون خاوند، استاد بازنشسته حقوق بين الملل، دانشگاه رنه دکارت، پاريس، فرانسه – اسفنديار خلف، فعال سياسی، فرانسه – پرويز دادخواه تهرانی، هنرمند نقاش و سراميک ساز، آلمان – عبد الستار دوشوکی، مرکز مطالعات بلوچستان، بريتانيا – مجيد دارا بيگی، فعال سياسی و زندانی دو رژيم، آلمان – مهرداد درويش پور، استاد جامعه شناسی دانشگاه ملاردن، سوئد – مسعود دولت آبادی، کنشگر اجتماعی، کانادا – فريبا راد، فعال حقوق بشر، امريکا – سيامک رادمهر، پزشک جراح مغز و اعصاب، آلمان – هومن رضوی، مدير و معلم آموزشی، کانادا – ناصر رحمانی نژاد، کارگردان و بازيگر تاتر، امريکا – مريم رستگار شاهرودئ، فعال سياسئ، آلمان – عباس رحمتی، فعال سياسی، آلمان – اصغر رستگار، پزشک، استاد بازنشست ه دانشکده پزشکی دانشگاه ِييل، امريکا – جمشيد رودباری، پزشک، آلمان – محمود روغنی، نويسنده، فعال اجتماعی، کانادا – سعيد رهنما، استاد بازنشسته و رئيس سابق مدرسه عالی سياست و مديريت دولتی، دانشگاه يورک، کانادا – محمد رضا روحانی، وکيل دادگستری و کنشگر سياسی، فرانسه – حسن زرهی، نويسنده و روزنامه نگار، کانادا – حميد زنگنه، استاد اقتصاد، امريکا – هادی زمانی، اقتصاددان، انگلستان – محمود زمانی، فعال سياسی، کانادا – فرخ زندی، استاد بازرگانی، دانشگاه يورک، کانادا – شعله زمينی، فعال حقوق زنان، وين – محمود زهرائی، پزشک، کنشگر سياسی، هلند – جلال سبزواری، استاد بازنشسته زبان و ادبيات فارسی، دانشگاه اوپسالا، سوئد – کامبيز سخايی، روانشناس بالينی، امريکا – بهمن ستاری، روانشناس، آلمان – بهروز ستوده، نويسنده و کنشگر حقوق بشر، امريکا – سعيد سررشته دارئ، فعال سياسی، آلمان – غلامرضا سجودی، فوق ليسانس برنامه ريزی، کنشگر حقوق بشر، امريکا – بهرام سلطانی، فعال حقوق بشر فرانسه بهروز سورن، فعال رسانهای و زندانی سياسی سابق، اتريش – اکبر سيفی، تحليلگر سياسی، فرانسه – ناهيد شجاعی، دندانپزشک، کنشگر – حقوق بشر، امريکا – الاهه شکرائی، فعال حقوق زنان، کانادا – پروانه شکرائی، کارمند دولت، کانادا – سحر شهريار، فعال سياسی و حقوق بشر، سوئد – کمال شهرت رحمانيان ، کنشگر سياسی، سوئد – مجيد شمس، دانشجوی دکترا، فعال سياسی، آلمان – پروين شهبازی، هلند – آزيتا صفائی، کنشگر حقوق بشر، امريکا – اسماعيل صفرزاده، قهرمان سابق شطرنج در ايران، فعال سياسی، کانادا – منيژه صبا، مدرس بازنشسته ، فعال صلح و حقوقبشر، آمريکا – محمد حسين صديق يزدچی، پژوهشگر فلسف ه، فرانسه – علش صارمئ، فعال حقوق بشر، انگليس – محسن صالحی، مهندس مخابرات بازنشسته، کنشگر حقوق بشر، امريکا – آزيتا صفائی کنشگر حقوق بشر، امريکا – فرح صنيعی فر، فعال سياسی و حقوق بشر، امريکا – اسفنديار طبری، پروفسور فلسفه، المان – سياوش عبقري، استاد بيزينس و اقتصاد دانشگاه و كوشنده سياسي و فرهنگي، امريکا – شهلا عبقری، استاد ميکرو بيولوژی دانشگاه، و فعال حقوق زنان، امريکا – حسين علوی، ژورناليست، فرانسه – رضا علوی، تحليلگر ناريخ و سياست، امريکا – عليجان عليجانپور، کنشگر اجتماعی، کانادا – سوده عاليخوانی، حقوق دان، کانادا – مينا عسگری، صاحب بيزنس، کانادا – ثريا عطارئ، فوق ليسانس تعليم و تربيت، آلمان – کاظم علمداری، استاد جامعه شناسی، امريکا – زيبا علويان، دارو ساز، کانادا – سيماعلويان،مدرسکالجِ ِسنکاوبينائی،کانادا – آذر فارسی، فعال حقوق زنان، آلمان – هژر عليپور، کنشگر اجتماعی، کانادا – سيروان عنايتی، روزنامه نگار، امريکا – محمد فارسئ، فعال سياسئ، آلمان – کامبيز فاتحی، محقق محيط زيست، پناهجو، آلمان – فتانه فراهانی، پژوهشگر و استاد مردم شناسی، دانشگاه استکهلم، سوئد – ايرج فروتن، مهندس معدن و متالورژی، امريکا – بهنام فرد، مهندس پزشکی، کانادا – منصور فرهنگ، استاد بازنشست ه علوم سياسی، کالج بنينگتن، امريکا – سهيلا فرهنگ، بازنشسته برنامه توسعه سازمان ملل – محسن فرهنگ، مشاور حسابداری، امريکا – نادر فروزی، کنشگر حقوق بشر، امريکا – فيروزه فولادی، کنشگر حقوق بشری، آمريکا – محسن قائم مقام، پزشک، امريکا – رضا قريشی، پروفسور اقتصاد، امريکا – هوشنگ قهرمانلو، کارمند اداره بهداشت و سلامتی، کانادا – سام فيروزيان، کنشگر اجتماعی، کانادا پری کاظمی، معلم و مربی بازنشسته، کانادا – کاظم کردوانی، استاد پيشين دانشگاه امام صادق، جامعه شناس، آلمان – نرگس کرمانشاهی، – کنشگر سياسی، انگلستان – ارسلان کهنموييپور، استاد دانشگاه، کاناد – بنفشه کريم زاده، وبلاگ نويس، فعال حقوق زنان، پناهجو، ترکيه – کيومرث کيانی، فعال محيط زيست، امريکا – حميد کوثری، آموزش و کنشگر سياسی ، امريکا – يوسف کيمياگر، کنشگراجتماعی، کانادا – علی گوشه، پزشک جراح، اتريش – رضا گوهر زاد، روزنامه نگار، امريکا – منوچهر گلشن، فعال سياسی، نروژ – علی ليمونادی، کارگردان، امريکا – بهمن مبشری، کنشگر سياسی ، آلمان – روشنک مددی نوعی، کنشگر اجتماعی، کانادا – اکبر محبتی زاده، استاد پيشين دانشگاه شريف، فعال سياسی، امريکا – مازيار محجوب، فعال سياسی، امريکا – رشيد محمدی، هنرمند و بازيگر تاتر، پناهجو، آلمان – سارا محقق، مشاور خانواده، امريکا – رضا مريدی، فيزيکدان، وزير سابق امور دانشگاهی و عضو سابق پارلمان ايالتی انتاريو، کانادا – غزاله مژدهی، حقوقدان، وکيل حقوق بشر، کانادا – پويا مژدهی، مربی، کانادا – احمد مشعوف، پزشک متخصص اطفال، کانادا – نيما مشعوف، پزشک اپيدميولوژيست، کانادا – انوشه مشعوف، روانشناس، کانادا – يلدا مشعوف- خدير، حقوق دان، کانادا – احمد مصباح، مديرعامل، موسسه منابع اسناد عمومی، کنشگرحقوق بشر، آمريکا – عزت مصلی نژاد، کارشناس ارشد مرکز کانادايی پشتيبانی از قربانيان شکنجه، کانادا – هايده مغيثی، استاد بازنشسته جامعه شناسی و عضو بنياد آکادمیِک ترودو، کانادا – منيژه مغيثی، مدد کار اجتماعی، کانادا – رضوان مقدم، پزشک، پژوهشگر و کنشگر حقوق زنان، آلمان – مرتضی ملک محمدی، فعال سياسی، آلمان – پروين ملک، فعال حقوق بشر و حقوق زنان، امريکا – سعيد مهراقدم، فعال سياسی، آلمان – سيروان منصوری، روزنامه نگار، مدير سايت پناهندگی هانا، پناهجو، ترکيه – انور ميرستاری، فعال سياسی، بلژيک – سيروس ميرزايی، پزشک، اتريش – عباس ميلانی، استاد و رئيس مرکز ايران شناسی، دانشگاه استنفورد، امريکا – فرشت ه مولوی، نويسنده، کانادا – حسن نايب هاشم، فعال حقوق بشر، وينمهدی نخل احمدی روزنامه نگار، ايتاليا – محسن نژاد، امريکا – محمد نظری، پناهجو، آلمان – فرهاد نعمانی، استاد بازنشسته اقتصاد، دانشگاه – محمد نواب، پزشک، استاد متخصص قلب، دانشگاه کاليفرنيا لس آنجلس، امريکا – مينا نهرينی، فعال اجتماعی، – امريکايی پاريس، فرانسه امريکا – هنری نهرينی، فعال اجتماعی، امريکا شاپور والی، استاد اقتصاد، دانشگاه فوردهم، نيويورک، آمريکا – علی وکيلی، کنشگر حقوق بشر، کانادا – فرزين وحدت، استاد انستيتو علوم – اجتماعی و انسانی، هلند – عندالمجيد وحيدی، وکيل دادگستری، فرانسه – فرخنده هاشمئ، کنترل کننده کيفيت آلات و ابزار پزشکئ، آلمان – اميرهوشمند ممتاز، استاد سابق دانشکده پزشکی دانشگاههای تبريز و اصفهان، آمريکا – افسانه هژبری، نويسنده و پژوهشگر، کانادا – عطا هودشتيان، استاد علوم سياسی و فلسف ه، دانشگاه اومف، سويس – امير هوشمند ممتاز، پزشک، استاد سابق دانشکده پزشکی دانشگاههای تبريز و اصفهان، آمريکا – رضا هوشمند، حسابدار و مدرس دانشگاه، کانادا – علی يعقوب وند، کنشگر سياسی، سوئد – مهدی يوسفی، دندانپزشک بازنشست ه، فعال حقوق بشر، آمريکا

English version Support for the boycott of the upcoming Presidential elections in Iran In over four decades, the authoritarian regime of the ‘Absolute Sovereignty of the Jurist’ in Iran has drawn Iranians to sham elections, that has always involved rampant fraud, to choose the lesser evil from the regime’s selected list of candidates. In the absence of a truly republican democratic system and associated political freedoms, having no chance of nominating their own genuine candidates, and fearing the worsening of the situation, Iranians have each time participated and voted for the candidate least supported by the Supreme Leader Khameneie. In these forty some years, the different factions of the Islamic regime, from the self-proclaimed “reformers” to those who are identified as “Principlists”, have to different degrees been responsible for all the calamities befallen on Iran; from rampant corruption, to squandering national wealth in order to help obscurantist Islamist groups in the region, to pursuing a disasterous nuclear policy, suppression of all political dissent, imposition of misogynist policies, imprisonment of political and civil rights activits, humiliating and suppression of ethnic, religious, and sexual minorities, suppression of workers and students movements, destroying the environment, isolating Iran and endangering its integration, sheer incompetence in handling the COVID-19 pandemic, and…. The sponteaneous mass uprisings of January 2017 and Fall 2019, both brutally suppressed by the Islamic Guards, and the protesters’ slogan of “Reformers, Principlists, this is the end” spoke to the people’s sobering realization that they no longer will be deceived by the factional divisions of the regime and their opportunist supporters inside and outside Iran. We the undersigned, Iranian academics, journalists, writers, lawyers, human rights activists outside Iran, support the demands to boycott the Presidential elections. The Islamic regime has, in these long years, shown that it is incapable of reforming itself, and only the resolute will of the people would be able to replace it with a progressive, secular democratic republic.

French version, Appel au boycott de la prochaine élection Présidentielle en Iran Depuis plus de quatre décennies, le régime autoritaire de « Velayat-e Faghih » (Souveraineté du docte islamique, régime de « tutelle absolue du théologien ») en organisant de pseudos « élections », qui ne sont en réalité que de mascarades et supercheries, et toujours accompagnées de multiples formes de fraude, a incité les Iraniens à y participer et ne leur laissant que le seul choix entre le mauvais et le pire parmi de les candidats présélectionnés par l’instance suprême du pouvoir. En l’absence d’un régime démocratique et de libertés politiques, et dans l’impossibilité de la participation de leurs véritables représentants, le peuple iranien, dans leur majorité, craignant l’aggravation encore pire de la situation, a participé et voté pour les candidats le moins proche du Guide Supême, Ali Khameneie. Au cours de ces quarante et quelques années, les différentes factions du régime islamique, aussi bien les soi-disant « réformistes » que des conservateurs ont été à des degrés divers responsables de toutes les calamités qui ont frappés l’Iran : de la corruption endémique à la dilapidation des richesses nationales pour aider les groupes islamistes obscurantistes de la région, en passant par la poursuite d’une politique nucléaire désastreuse, la répression contre tout dissident politique, l’imposition des politiques misogynes, l’emprisonnement des militants de droits politiques et civils, l’humiliation et la répression des minorités, la répression brutale des mouvements ouvriers et étudiants, la destruction de l’environnement, l’isolement de l’Iran et la mise en danger de son intégrité territorial. Les soulèvements spontanés de masse de janvier 2017 et de l’automne 2019 (tous deux brutalement réprimés par les Gardiens de la révolution) et le slogan des manifestants “Réformistes – Conservateurs, le jeu est fini !” témoigne de la prise de conscience par le peuple iranien qu’il ne se laissera plus tromper par les divisions de façade entre les factions du régime et leurs partisans opportunistes à l’intérieur et à l’extérieur du pays. Nous, soussignés, universitaires, journalistes, écrivains, avocats et militants de droits de l’homme iraniens en exile, soutenons les demandes de boycott de la prochaine élection Présidentielle en Iran. Le régime islamique a, au cours de ces longues années, montré qu’il était incapable de se réformer, et seule la volonté résolue du peuple serait en mesure de le remplacer par une république démocratique progressiste et laïque.

German Version Aufruf zur Unterstützung der Boykottierung der im laufenden Jahr stattfindenden Wahlen in Iran Das seit bereits über vierzig Jahre andauernde absolutistische Regime der islamischen Rechtgelehrten in Iran veranstaltet nun wieder einen unter dem Titel „Wahlen“ stehenden und von ständigen Manipulationen begleiteten Schau. Damit soll die Bevölkerung zur Teilnahme an der Wahl der vom Regime ausgewählten Kandidaten bewegt werden. Angesichts der Unterdrückung politischen Freiheiten und der Unmöglichkeit der Wahl der die Bevölkerung tatsächlich repräsentierenden Kandidaten stand diese bei vergangenen Wahlen aus Angst vor der weiteren Verschlimmerung der Verhältnisse vor der Wahl zwischen „schlechten und weniger schlechten“ Kandidaten, also solche, die weniger oder mehr in Gunst des Regimes stehenden Kandidaten zu wählen. Jedoch haben sich sowohl die so genannten „Reformer“ als auch die „Fundamentalisten“ im Laufe der vergangenen mehr als vierzig Jahre andauernden Zeit herbeigeführten Katstrophen beteiligt. Dazu gehören: wuchernde Korruption, Vergeudung nationaler Ressourcen zu Gunsten der reaktionären Islamisten in der Region, der Atompolitik, Unterdrückung des als „Regimefremden“ bezeichneten politischen Lagers, Repression der Frauen, Einkerkerung politischer und zivilgesellschaftlicher Aktivisten, Ermordung von Minderheiten, Unterdrückung der Arbeiter- und Studentenbewegungen, Zerstörung der Umwelt, Isolierung des Landes und Gefährdung seiner trittoralen Integrität. Die großen landesweit erstreckten und von den Revolutionsgarden des Regimes brutal unterdrückten Aufstände im Dezember 2017 und November 2019 erklärten in aller Deutlichkeit, dass das Volk sich nicht mehr bereit ist, sich von der durch das Regime und seine Unterstützer in Iran und Ausland vorgetäuschte Unterscheidung zwischen Islamisten und Reformer beirren zu lassen. Wir Unterzeichneten unterstützen den Boykott der Präsidentschaftswahlen. Das islamische Regime hat sich durch die lange Jahre Herrschaft hindurch gezeigt, dass es sich von Innen aus nicht reformieren lässt. Allein der feste Wille des Volkes hat die Macht es durch eine demokratische, säkulare und Progressive Republik zu ersetze

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید