شک نیست ایران در شرایط خطیری است و با بحران های بسیاری روبروست . وظیفه ی اپوزیسیون در این شرایط عرضه ی طرح سیاسی روشن و واقع بینانه ای است که گروه های دموکراتیک را متحداً علیه دشمنان آزادی به پیروزی برساند. سازندگی کشور با یاری مردم و متخصصان آن میسر است و نه با زیر پا گذاشتن دموکراسی. اگر  آرمان ازادیخواهی را  حذف کنیم مردم به چه امیدی به میدان بیایند؟

حقانیت  یک جامعه دموکراتیک مبتنی بر این ایده است که شهروندان ، یا مستقیماً یا از طریق نمایندگان منتخب، بر خود حکومت می کنند. اما این ایده ی به ظاهر ساده به آسانی بدست نمی آید. این واقعیت که اکثریت مردم جهان هنوز در جوامع غیر دموکراتیک زندگی می کنند گواه این واقعیت است که اندیشه های دموکراسی مخالفانی قدرتمند دارند.

امروز مخالفان دموکراسی انواع توجیهات ضد دموکراتیک از قبیل دیکتاتور مصلح یا حکومت نخبگان و متخصصان  را تئوریزه می کنند . آنها نگاه مکانیکی به جامعه ایران دارند و تصویری نومید کننده به ما عرضه می کنند  و در نهایت حقانیت را به قدرت می دهند که حلال مشکلات است و دموکراسی را نه تنها دست نیافتنی که در حقیقت مطلوب هم نمی شمارند.

در جامعه ی ایران گروه های متعددی در درون یک ملت به نام ایران زندگی می کنند .ملت اکنون در پی اجرای اصول دموکراتیکی است که حافظ حقوق افراد باشد . ملت به دنبال حاکمیت عدالت است که حقوق سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی برابر را برایش تامین و تضمین کند. دولت آینده باید اینها را تأمین کند. البته به آسانی میسر نیست و البته فوری و سریع هم امکان پذیر نیست اما این موانع نباید باعث شود که رهبران فکری جامعه به بهانه ی کمبود امکانات به دموکراسی پشت کنند. اگر این باشد که مبارزات یک قرنه ی مردم را از مشروطیت به این سو، باید دور ریخت. این سابقه و آن آینده به هم بسته است.

نکته بسیار مهم اینست اگر الزام به دموکراسی نداشته باشید از حقوق برابر شهروندی خبری نخواهد بود و اصل وحدت ملی و منافع عمومی زیر سوال خواهد رفت و جای آن را مناقشات قومی خواهد گرفت زیرا فقط در یک حکومت دموکراتیک است که مردم به انتخاب آزاد حاکمان تن می دهند تا بتوانند صدای خود را به گوش آنها برسانند و تقاضاهای اجتماعی و سیاسی خود را مطرح کنند. کنار گذاشتن دمکراسی به جای خود، حتی صحبت از این کار هم بسیار خطرناک است.

گروه هایی که امروز تفکرات ضد دموکراسی و آزادی را تبلیغ می کنند کاملا شناخته شده هستند . پهلوی طلبان ، مزدوران رژیم جمهوری اسلامی و هواداران توتالیتاریسم مکتبی که هیچیک نزد ملت ایران اعتباری ندارند.

اگر قرار نباشد برای آزادی مبارزه کنیم، پس قرار است برای چه هزینه بپردازیم؟ مبارزه ای که برای آزادی نباشد چه فایده ای دارد؟

ایجاد تنوع در استبداد؟

تشویق مردم به این کار چه انگیزه ای میتواند داشته باشد؟

جایگزین کردم حکام فعلی با مستبدان مدل جدید؟

حاصل این کار چه میتواند باشد؟

بازداشتن مردم از مبارزه یا از هم پاشاندن مملکت؟

هر کس می گوید باید از دمکراسی صرف نظر کرد، باید به این سؤالات جواب بدهد.

یک کلام بگویم: کسانی که حتی در حد کلام به دمکراسی پشت بکنند، در صفوف مبارزان جایی ندارند.

۶ تیر ۱۴۰۰

2021-06-27

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید