عدم پای بند بودن کشورهای بزرگ جهان به تعهدات بین المللی، جهان را با وضعیت جدیدی مواجه کرده است. ازجمله عدم اجرای  پیمان بوداپست است که در سال ۱۹۹۴ بین آمریکا و انگلستان و روسیه و اوکراین برقرار شد. بویژه هنگامی که ارتش روسیه خاک اوکراین را در روز ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ بدون هرگونه دلیل قانع کننده ای مورد تهاجم قرار داد، تهاجم با واکنش مؤثری روبرو نشد. عدم واکنش غرب به تهاجم روسیه روابط و تعهدات بین المللی  را بسختی زیر سئوال برده است. برابر با پیمان بوداپست بمب های اتمی مستقر در کشور اوکراین در سال  ۱۹۹۴ به روسیه تحویل داده شد، و در مقابل هر چهار کشور متعهد شدند اگر کشور اوکراین مورد حمله نظامی قرار گیرد با مهاجم به مقابله پرداخته  و از کشور اوکراین حمایت میکنند. امّا اکنون کشور روسیه که یکی از متعهدان پیمان بوداپست است بکشور اوکراین حمله کرده است! ‌و کشورهای آمریکا و انگلستان نیز به پیمان بوداپست پای بند نبوده و در مقابل تهاجم روسیه به اوکراین واکنش جدی از خود نشان نداده اند. کشورهای آمریکا و انگلستان امکانات مقابله با روسیه را دارند، ولی تا کنون اقدامی قاطع و اثرگذار در این زمینه دیده  نشده.

 

با توجه به وضعیت موجود، کشورهایی که روابط سیاسی-امنیتی با کشورهای قدرتمند از جمله آمریکا، روسیه و انگلستان دارند به صرافت انداخته تا در روابط خود تجدید نظر کنند و با کشوری هم پیمان می شوند که مورد اعتماد بوده و متعهد به اجرای پیمان باشند، بطوریکه وضعیت جاری باعث شده تا  کشورهای خاورمیانه شامل امارات متحده عربی و بحرین با کشور اسرائیل یعنی دشمن ایده الوژیک دیرینه خود، پیمان دوستی، تجاری و امنیتی-نظامی برقرار کنند. بنظر میرسد جهان غرب در بحران اقتصادی خود غرق است، که برای روابط و تعهدات بین المللی فرصتی باقی نمی گذارد. اگر هم بظاهر تعهدی مانند پیمان بوداپست بسته شود، همانگونه که شاهد هستیم، منافع اقتصادی نسبت به تعهدات سیاسی در الویت قرار می گیرد. بیش از سه ماه از شروع حمله روسیه به اوکراین میگذرد، دولت آقای بایدن تنها قول ارسال تجهیزات نظامی مؤثر مانند توپهای دور زن هویتزر به اوکراین را داده و دولت انگلستان هم تجهیزات دفاعی و کمکهای انسان دوستانه مانند دارو به اوکراین ارسال میدارد. در چند روز گذشته آقای بایدن قول جدیدی به اوکراین داده که موشکهای میان برد هیمارز (HIMARS) به اوکراین ارسال خواهد کرد.

 

باعث تأسف است که در این برهه از تاریخ جهان، کشورهای دمکراتیک و آزاد  از جمله آمریکا و اروپا توسط رهبرانی اداره میشوند که در برابر رهبران دیکتاتور و جنایتکار کشورهای جهان قادر نیستند تصمیم قاطع اتخاذ کنند. کشورهای اروپایی همسایه اوکراین هرچه در توان داشته اند به اوکراین کمک نظامی و انسانی داده اند ولی این کمک ها در مقابل ارتش روسیه کافی نبوده است. در گذشته کشورهای اروپا برای مقابله با حکومت های تروریستی و متجاوز، با آمریکا ائتلاف داشته اند. از جمله میتوان ائتلاف آمریکا و اکثر کشورهای اروپا برای حمله به افغانستان درسال ۲۰۰۱ و عراق در سال ۲۰۰۳ را یادآور شد. ولی در راستای حمله روسیه به اوکراین تاکنون چنین ائتلافی شکل نگرفته است!.

 

تهاجم ارتش روسیه به اوکراین ایجاب میکند با یک نیروی نظامی قوی پاسخ داده شود. تنها ارسال تجهیزات نظامی تدافعی به اوکراین کافی نیست و پوتین را متنبه نخواهد کرد. حملات اولیه پوتین با تصور به اینکه اوکراین ظرف مدت کوتاهی تسلیم خواهد شد بود!. هنگامی که این استراتژی کارساز نشد، ارتش روسیه از شمال اوکراین عقب نشست و در منطقه دونباس،  در شرق اوکراین متمرکز  شد. استراتژی روسیه بر این پایه استوار است: ابتدا  با پرتاب موشک و توپ از زمین و هوا و دریا شهری را به مخروبه تبدیل کند، و بعد از کشتن تعدادی از مردم غیر نظامی و تخلیه نظامیان شهر را اشغال میکند. در این راستا شاهد تسلیم شهر ماریوپل بوده ایم و هم اکنون شهر سیورودونتسک به همان سرنوشت ماریوپل دچار میشود . روز سه ‌شنبه ۱۰ خرداد روسیه بخشی از شهر سیورودونتسک در ناحیه دونباس را تصرف کرد. گزارش می‌شود که نبرد خیابانی ادامه دارد و غیرنظامیانی که در این شهر گیر افتاده‌اند نیازمند کمک فوری هستند. ولی آقای بایدن بازهم اقدام موثری  نشان نمیدهد و تنها گفته است که آمریکا افزون بر توپهای هویتزر موشک های برد متوسط هیمارز نیز به اوکراین ارسال خواهد کرد، بشرط آنکه این موشکها در خاک روسیه استفاده نشود!

 

شهردار سیورودونتسک در مصاحبه ای به تلویزیون ملی اوکراین گفته است هم اکنون نیروهای روسیه حدود نیمی از شهر را در کنترل خود دارند. آقای بایدن و سران کشورهای جهان غرب باید از خواب بیدار شوند. پوتین استراتژی خود را مشخص کرده است. یک به یک شهرها را با خاک یکسان کرده  و تصرف میکند، و اگر اقدام مؤثری برعلیه پوتین انجام نشود در دراز مدت روسیه برنده خواهد بود. پوتین در آخرین مصاحبه خود تمام کشورهایی که به اوکراین کمک میکنند را هم تهدید کرده به آنها حمله نظامی ضربتی خواهد کرد. میتوان گمانه زد که حمله ضربتی پوتین تهدید  به حمله با بمب اتمی باشد. پوتین بخوبی دریافته است که جهان غرب و ناتو بدلیل مواجه بودن کشورهایشان با تورم و بحران  اقتصادی هیچ اقدامی مؤثری برای جلوگیری از تهاجم او انجام نخواهند داد.

 

سخنرانی ویدیوئی رئیس‌جمهور اوکراین در جلسه شورای امنیت، سازمان ملل، ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، را نباید از نظر دور داشت که بخوبی بیانگر  «وضعیت موجود» است. هیچیک از سران جهان غرب حاضر به ریسک نیستند، نشسته و وضعیت موجود را نظاره میکنند. رئيس جمهور اوکراین بسیار قاطعانه به شورای امینت سازمان ملل گفت، عمل کنید و یا بهتر آنکه خود را منحل کنید، زلنسکی میگوید آیا جنایاتی بدتر از جنایات ارتش روسیه در بوچا، ماریوپل و اکنون در سیورودونتسک وجود دارد تا باعث شود سران جهان دمکراتیک و آزاد بخود آیند و از «وضعیت موجود – ناکارآمدی» بیرون بیایند؟ هم اکنون ناظر حملات جنایتکارانه ارتش روسیه در شرق اوکراین هستیم و سران جهان غرب در مصاحبه های خود در رسانه های اجتماعی و مجازی پوتین و فرماندهان جنایتکار نظامی ارتش روسیه را بدلیل جنایات فجیع در اوکراین تهدید به محاکمه در دادگاه های شبیه به دادگاه نورنبرگ که در پایان جنگ جهانی دوم تشکیل شد، می کنند، ولی این اظهار نظر ها جز حرفی بی پشتوانه بیش نیست و تا کنون که اثر قاطعی نداشته است.

 

بروایتی تحلیل گران سیاسی اظهار میدارند آمریکا بیش از این ظرفیت نظامی ندارد!. با افزایش تعهد آمریکا در ناتو براثر جنگ اوکراین، و سیاست واشنگتن در قبال چین در دریای چین و جنوب شرقی آسیا، توان نظامی آمریکا تحلیل رفته و بهمین دلیل آمریکا تعهد دیگری که آمریکا را مستقیماً وارد جنگ کند قبول نخواهد کرد. این تحلیل گران خروج نظامیان آمریکا از افغانستان و عراق را هم در همین زمینه تحلیل میکنند. ولی بنظر میرسد عدم اتخاذ  سیاست خارجی موثر آمریکا است که باعث کاهش کارایی ارتش آمریکا در مأموریت های محوله است و نه ظرفیت آن. آنتونی بلینکن، وزیر امورخارجه آمریکا روز پنجشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۱ طی یک سخنرانی در دانشگاه جورج واشینگتن تاکید کرده است هدف آمریکا منزوی کردن چین در نظام اقتصادی جهانی نیست، ولی آمریکا تلاش خواهد کرد قوانین و نهادهای بین المللی را که ضامن حفظ امنیت و ثبات و همکاری و همزیستی همه کشورها از جمله چین و آمریکا هستند را تقویت کند. بدین معنی که آمریکا سعی دارد متحدان آمریکا را در ائتلافی برای جلوگیری از گسترش نفوذ اقتصادی- امنیتی چین در اقیانوس آرام و هند  متشکل کند. این درحالی است که جمهوری ‌خواهان و منتقدان رئيس جمهور آمریکا، براین باورند که پس از هفده ماه ریاست جمهوری، آقای بایدن هنوز سیاست  راهبردی خود در قبال چین را اعلام نکرده است.

 

بررسی ها نشان میدهد سیاست خارجه آمریکا در هفده ماه گذشته، شامل خروج نظامیان آمریکا از افغانستان و عراق و بطور اعم از منطقه خاورمیانه، و عدم اقدام مؤثر در برابر روسیه در جنگ اوکراین، علارغم اینکه آمریکا از نظر اقتصادی و نظامی در صدر کشورهای دمکراتیک و آزاد جهان قرار دارد، اما دولت کنونی آمریکا با اعمال سیاست خارجی غلط قادر نیست از این امکانات بطور مؤثری استفاده کند. آقای بلینکن در سخنرانی دانشگاه جورج واشنگتن گفت «ما نمی‌توانیم به تغییر سیاست پکن اتکا کنیم. در نتیجه با در نظر گرفتن مواضع چین فضای استراتژیک مناسب برای پیشبرد اهداف خود از جمله یک نظام بین‌المللی باز و فراگیر را شکل خواهیم داد.» سخنان آقای بلینکن بیانگر آن است که دولت بایدن استراتژی اثر گذاری در دست ندارد، و میتوان تحلیل کرد اگر چین به تایوان هم حمله کند، دولت آمریکا بجز اعمال تحریم  کار دیگری انجام نخواهد داد.

 

لازم است یادآور شویم کاهش اعمال سیاست خارجه و نظامی امریکا در منطقه خاورمیانه  و بخصوص در خلیج فارس و دریای عمان و چشم پوشی از قاچاق صادرات نفت توسط رژیم بدلیل مماشات در مذاکرات اتمی وین، به رژیم اسلامی فرصت داده جنگ نفتکش ها درخلیج فارس را شروع کند. نیروی دریایی سپاه پاسداران روز جمعه ۶ خرداد ۱۴۰۱ دو نفتکش يونانی، که در آبهای بین المللی، در تنگه هرمز و با فاصله ۲۲ میلی از سواحل ایران تردد داشتند،  را با استفاده از قایقهای تندروهليکوپتر در آبهای بین الملل توقیف کرده و انها را به سواحل ایران برده است. بنظر میرسد اين اقدامی تلافی جویانه در مقابل کمک کشور یونان به آمریکا در تصرف تانکر لونا که با پرچم ايران در دريای مديترانه تردد میکرد بوده باشد. تحلیل گران گمانه می زنند که اين حادثه روی مذاکرات اتمی در وین اثر میگذارد. درحالی که رژیم اسلامی عجله ای برای بازگشت به مذاکرات وین ندارد و برابر با گزارشی هم اکنون رژیم اسلامی ۱۵۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی سازی شده با غلظت ۶۰ درصد در اختیار دارد که برای ساختن بمب اتمی کافی است.

 

با توجه به مراتب یاد شده، آیا کابینه آقای بایدن اقدام مؤثری در مقابل تهاجم روسیه به اوکراین خواهد کرد؟ آیا در مقابل فعالیت های ایزائی جمهوری اسلامی ایران  یعنی کشتی ربایی سپاه پاسداران درخلیج فارس و دریای عمان و حملات شبه نظامیان نیابتی رژیم اسلامی به پایگاه های آمریکایی در عراق، اقدامی انجام خواهد داد؟ نظر به عملکرد کابینه بایدن در هفده ماه گذشته و سیاست خارجه کنونی آمریکا، بنظر نمیرسد آمریکا بخواهد اقدام مؤثری در این راستا انجام دهد! افزون براین خلاء نظامی-سیاسی ایجاد شده در خاورمیانه و نزدیکی رژیم اسلامی به ساخت بمب اتم، بنظر میرسد منطقه خاورمیانه آبستن تنش های بسیار خطرناکی است.

 

ناخدا محمد فارسی

۳ ژوئن ۲۰۲۲

 

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید