اصول بنیادین توافق در جبهه سیاسی (جلسه پنجم)

۵. اصل استقلال بنیاد دولت از بنیاد دینی و مرامی و ایدئولوژیکی

به باور ما، رأی و خواست شهروندان تنها منشاء حقانیت نظام سیاسی می‌باشد و حاکمیت فقط از طریق رای مردم و قانون برخاسته از اراده عمومی انجام می‌گیرد. 

البته هیچ قانونی نمی‌تواند با حقوق ذاتی انسان و کرامت او مغایرت داشته باشد. 

بر این اساس، دولت باید لائیک و نسبت به هر دین و عقیده و مرامی بی‌طرف باشد، و بیانگر هیچ‌گونه برداشت رسمی از دین و یا عقیده و مرام خاصی نباشد. 

باورمندان به هر عقیده و دین و مرامی در فعالیتهای سیاسی خود از حقی برابر برخوردارند و می‌توانند به طور برابر در تصمیم‌گیریهای عرصه عمومی مشارکت کنند، ولی هیچ برداشتی به صرف دینی بودن و نیز هیچ اعتقادی و مرامی رسمیت نمی‌یابد و یا دارای موقعیت ویژه نخواهد بود. 

اگر دینی و یا مرامی بخواهد مدعی حق ویژه و موقعیت برتر شود، اصل مردمسالاری که مبتنی بر حق برابر همگان در رهبری است به خطر می‌افتد و دولت به خودکامگی کشیده می‌شود.

از سوی دیگر، اصل بی‌طرفی دولت به معنای رد هرگونه دین‌ستیزی و معاندت با دین و دین‌باوران و یا هر باور دیگری می‌باشد. 

برپایی دولت لائیک از دید ما، نه تنها به معنای دین‌ستیزی نیست بلکه این چنین دولتی می‌تواند پاسدار ارزش‌ها و اخلاقیات نیکوی جامعه باشد. 

هر کسی آزاد است هر دین و یا مرامی را با هر تفسیری از آن و در هر برهه از زندگی خویش، با تاکید بر اصل غیر قابلِ اغماض خشونت‌زدایی، پذیرا باشد. 

قانون اساسی لائیک ضامن آزادی دین و مرام تمامی شهروندان می‌باشد.

سه اصل بنیادین اعلامیه جهانی لائیسیته:

۱-تکیه بر حقوق

۲-تفکیک دولت از نهادهای دینی

۳-نفی تبعیض

لائـیـسـیـتـه، و ابـهـام‌زدایـی از تـعـریـف آن: 

وقتی پندار، از قدرت دوری بجویید و به سمت و سوی حقوق‌مداری میل کند، تعریف مفهوم لائیسیته را، در مفهومی بالینی و معنایی عملی، این‌گونه می‌توان ارائه نمود:

هر شهروندی مختار است که به طور هرچه خودانگیخته‌تر، عقیده و دین را بدون هیچ اکراهی اتخاذ کند؛

هر شهروندی مختار است که به طور هرچه خودانگیخته‌تر، نوع آن عقیده و دین را بدون هیچ اکراهی، خودش انتخاب کند؛

این خودانگیختگی است که لائیسیته را در سطح افراد و هسته‌های مردمی و به تبع آن در سطح جامعۀ مدنی و ملت، به طور عملی، متبلور می‌کند.

این تبلور، با اشراف به حقوق ذاتی بشر و حقوق شهروندی و حقوق ملی، و بر اساس این حقوق (از جمله، و به خصوص، استقلال و آزادی) استوار است. 

یک چنین جامعه و ملتی به این ترتیب، نوعی قانون اساسی تدوین می‌کند که آکنده از حقوق و واکنده از هرگونه مرام دیگری باشد، 

و بدین ترتیب مردم و هسته‌های مردمی، به طور مداوم،

و با حضور هرچه فراگیرتر و هرچه خودانگیخته‌تر در میدان ساختن سرنوشتی خوب و خوب‌تر برای خویش حضوری مستر دارند، و با خشونت‌زدایی، لائیسیته را هرچه بیشتر به قدرت‌های دولتی و قدرت‌های غیردولتی

تحمیل می‌کنند که قدرت و دولت نسبت به نهادهای دینی و عقیدتی، پیوسته بی‌طرف‌تر بگردد، و گسترۀ خصوصی از هرگونه سانسور و ممیزی و خشونت و تجاوز قدرت، پیوسته به میزان بیشتری مصون بماند، 

و قلمرو خصوصی و جامعۀ مدنی از تجاوز قدرت‌های دولتی و خصوصی و غیردولتی، پیوسته به میزان بیشتری مصون بماند.

این نباید دستاویزی برای قدرت باشد، که در روند هرچه فردی‌تر کردن و منزوی‌تر کردن افراد، از آنچه که امروز در دنیا می‌بنیم هم فراتر بروند. (انچنان که قدرت‌های امروز می‌کنند، و چه خوش گفت که: «انسان امروز، در حد یک شماره ناچیز شده است»)

تکلیف دین و عقیده را، خود مردم و هسته‌های مردمی، معین میکنند، و نه مدرسه و نه مسجد و نه دولت و حکومت و نه قدرت‌های غیردولتی  و یا هر قدرتی دیگر.

در عین حال، لائیسیته به این معنی نیست که افراد باید بی‌دین و یا بی‌عقیده باشند. چنین چیزی محال ممکن است!

و هم‌چنین، لائیسیته به معنی کوشایی در خشونت‌زدایی و نپذیرفتن تبعیض و سانسور و تعرض و تخریب در دو جبهۀ فعال است:  

۱-خشونت‌زدایی و نپذیرفتن تبعیض به علت باورهای دینی و عقیدتی، توسط مخالفان و قدرت‌های دولتی و غیردولتی، علیه خویش. 

۲-خشونت‌زدایی و نپذیرفتن تبعیض به علت باورهای دینی و عقیدتی، توسط مخالفان و قدرت‌های دولتی و غیردولتی، علیه هر فرد و گروه دیگری. اهمیت این دومی از آن اولی، اصلا کمتر نیست.  

بدین ترتیب، جامعه مدنی، عمل به این مفهموم لائیسیته  را از جامعه سیاسی مطالبه می‌کند. در نتیجه، احزاب و تشکیلات و افرادی که روی به قدرت و پشت به ملت دارند، و به دین و عقیده، بیش از دستمایه‌ای برای رسیدن به قدرت، و ماندن در قدرت، و بکار بردن قدرت برای پیش‌برد منویات قدرت نظر ندارند، به مردم شناسانده می‌شوند. مردم و هسته‌های مردمی، خشونت‌زدایی و نفی تبعیض‌های دینی و عقیدتی را از جامعه سیاسی، مطالبه می‌کنند، و به دولت تحمیل می‌کنند. در چنین جامعه‌ای، با چنین شهروندانی، اگر فعالان جامعه سیاسی، از قدرت دوری نجویند و به مردم نزدیک نشوند، به زودی منزوی و حذف خواهند شد. 

❊❊❊ 

آدرس مطلب در سایت: 

https://alisedarat.com/1401/05/31/9256/

❊❊❊

ضرورتی تاریخی و حیاتی جهت استقرار و استمرار مردمسالاری، تشکیل جبهه‌ای حقوق‌مدار و لائیکمتشکل از هسته‌های مردم‌سالار

 بخش اول

https://alisedarat.com/1390/10/26/62/

 

 بخش دوم

https://alisedarat.com/1390/11/10/60/ 

 

 بخش سوم

https://alisedarat.com/1390/11/17/59/

 

پاسخ ترک

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید